هویت / سیدجواد میری مینق

 

از مدتی پیش تصمیم گرفتم با بازخوانی انتقادی ادبیات مربوط به گفتمان های مختلف هویتی در سطح کتشگران اجتماعی _ مدنی، امکان نوعی گفتگو میان این گفتمان ها فراهم آید. این تصمیم پیرو خوانش خاص خودم از مفهوم راهگشای «کنشگران مرزی» دکتر فراستخواه بود. با این تفاوت که من این مفهوم را در فهمم از «دموکراسی رادیکال» در برابر «دموکراسی مبتذل محافظه کارانه»، در آمیخته بودم.

 

در این مدت اندک و بازخوردهایی که از گروه های مختلف گرفته ام، دستگیرم شد که چنان دوگانه‌های تخاصمی آشتی ناپذیری بر این گفتمان های هویتی از طرفین مستولی است که هر کنشگر مرزی در اصطکاک بینا_گفتمانی به تحلیل می رود.

 

تیره‌بختی آنجاست که اصحاب فکر و اندیشه و فضل، اندیشه های خود را چون به میان عموم می‌آورند، آن را چنان مشحون از ادبیات رجزخوانی و هماورد طلبی می کنند که فضایی برای «گفتگو» باقی نمی ماند.

 

کافیست چنین ادبیاتی به مثابه سلاحی به دست فعالین سیاسی و هواداران توده ای آن بیافتد که دیگر از «نشانه معنایی» علمی یا شبه علمی دانشوران، فقط ظاهر کلمه می ماند و باطنش را امیال و اغراض توده پر می کند و آن را تا حد فحش و فحش‌نامه سقوط می دهد.

 

در چنین فضایی، که انتظار می رفت منطق مفاهمه از میانجی ادبیات دانشوارانه وارد فضای کنش اجتماعی شود، ادبیات دانشوارانه در منطق مجادله و نزاع «غیرقابل شکاف مرزگذارانه» صورت‌بندی می شود و در ترکیب با «توده‌سالاری علمی» در جهتی کاملا متضاد، ارام ارام در کار تعین‌بخشی منطق اندیشگانی خود این دانشوران نیز بر می آید.

 

اولین پیامد چنین فضایی کناره‌گیری اهل تعقل از ورود به حوزه های علمی توده‌سالارانه است که خود عامل به حاشیه رفتن این دست از موضوعات در جهان علمی است؛ در جایی که اتفاقا به دلیل فراگیری اجتماعی شان، از اهم مسایل مبتلابه جامعه نیز هستند. مسئله «هویت» در ساحات گوناگون آن از جمله مسایل مبتلابه جامعه ماست که باید در پی نجات آن از «توده سالاری علمی» برآمد تا امکان گفتگو زودتر از جنگ داخلی به سر منزل مقصود برسد.

 

#پی‌نوشت

از جمله اتفاقات عجیب اخیر در این حوزه، تدوین نگرش احمد اشرف به هویت ایرانی، در منطق توده سالاری علمی از طرف حمید احمدی است که به صورت کاملا شفافی از طرف احمد اشرف مورد نقد قرار گرفته و به توسط خود ایشان و از طریق مصطفی عبدی روشنگری شده است.‌

 

 

ارسال دیدگاه