فولکلور و هنر آشیقی

در موزه ایران باستان در تهران و موزه لوور در قسمت تاریخ ایلام به مجسمه‌های کوچک نوازندگانی با قدمت دو هزاره قبل از میلاد بر می‌خوریم که همچون عاشیقان ما سرپا ایستاده و ساز خود را برروی سینه نگاه‌ داشته‌اند. چنین نوازندگانی که مشابه‌شان را می‌توان فقط در میان ترکان امروزی پیدا کرد، سرنخی از قدمت هنر موسیقی عاشیقی ترکان به دست می‌دهد. عاشیقان به عنوان راویان دردها، قهرمانی‌ها و داستان‌های ملت و گاه، در نقش ریش‌سفیدان وخردمندان قوم خود، از قداست و احترام خاصی در بین ملت ترک برخوردارند. این قداست و احترام را می‌توان در داستان‌هایی چون دده قورقود، کو اوغلو و عاشیق غریب و… مشاهده کرد، که نقش اصلی از آن عاشیقان است. عاشیق با نام‌های متفاوتی همچون اوزان و بخشی، در بین ملت ترک شناخته شده است .

صفی الدین اورموی (قرن سیزدهم میلادی) و عبدالقادر مراغه‌ای (قرن چهاردم میلادی) دو موسیقی‌دان بزرگ آذربایجانی با شهرتی جهانی هستند که در پی‌ریزی اصول علمی موسیقی نقش عمده‌ای بازی کرده‌اند. موسیقی ترکی با انواع متفاوت خود، شامل ماهنی‌ها (موسیقی فولکلور) ، موسیقی عاشیق، موسیقی مُقامی ( یا ردیفی)، موسیقی کلاسیک، موسیقى عشایر– روستایى (شامل موسیقى قشقایى، شمال خراسان و…) می‌باشد. تاریخ شكل‌گیری و زایش هنر “عاشیقی” در میان ترک‌ها را هر چند نمی‌توان دقیقا مشخص و معلوم كرد اما به نوعی می‌توان قدمت صنعت عاشیقی را با حیات و زندگی قوم “ترک” هم‌سان پنداشت. بنا به اقوالی كه در برخی از كتاب‌ها كه از سوی محققان تاریخ و ادبیات آذربایجان در داخل و خارج کشور انجام شده، صنعت عاشیقی در بستر رشد تاریخی خود با باورهای اقوام كهن ترک، هم‌ساز و هماهنگ شده و با ساخت‌های اجتماعی آنان، همراهی كرده و منجر به ایجاد و تشكیل یک سویه هنری با ابعاد گسترده‌‌ مركب از شعر، موسیقی، كلام و رقص گروهی گردیده كه این هنر بعدها نام “عاشیقی” را به خود گرفته است.

این صنعت با وجود قدمت زیاد، همچنان زنده و پویا در بین اقوام مختلف ترک در مناطق پهناوری از جمله، ایران، تركیه و جمهوری‌های شوروی سابق باقی مانده و تا چین گسترش یافته و حتی برخی از اقوام غیر ترک، نیز به تبعیت از قوم ترک، به صنعت عاشیقی روی آورده‌اند. به طوری كه نمونه‌هایی از آن را در میان گرجیان، ارمنیان و سایر اقوام می‌توان نشان كرد.
آنچه نباید از خاطر زدوده شود، ذكر این مطلب است كه پدر و جد بزرگ صنعت عاشیقی، ریشه در باورهای تركان كهن و قدیمی‌تر از آن‌ها، یعنی آیین یکی از دین‌های كهن شناخته شده به نام قام‌ها و شامان‌ها دارد.

 بر اساس نتایج مطالعات انجام شده، تفاوتی كه بین عاشیق‌های امروز و شامان‌های كهن وجود داشته، این بوده كه شامان‌ها، تنها سخندانی و نقل كلام را با موسیقی تلفیق نكردند. بلكه علاوه بر صنعت سخندانی، پیشه‌هایی چون طبابت را هم در كنار سامان دادن به امور دینی و دنیوی قوم ترک عهده‌دار بوده و همچنین به پیشگویی آینده هم اقدام كرده و به استناد آثار به جا مانده تاریخی، رل یک شخصیت فیلسوف، عالم و حاكم را نیز ایفا‌گر بودند.

امروزه اسنادی از نقش موسیقی اولیه در بین “پورتو ترک‌ها” (اقوام كهن ترک) در برخی از پرستشگاه‌ها و عبادتگاه‌ها ولوح‌های پیدا شده، باقی مانده است. در دوره‌های تاریخی بعد از شامان‌ها به خصوص ازامپراتوری هون‌ها به بعد، در مسایل مختلف زندگی اقوام ترک، جای پای عاشیق‌ها نیز دیده میشود. به طوری كه بر اساس یافته‌ها، راوی داستان‌های كهن تركان، پیری است كه با صنعت عاشیق بیگانه نیست، در دوره‌های بعد، عاشیقی با ویژگی‌های خاص‌اش وارد میتولوژی وحماسه‌ها هم شده و جای پایی از خود به یادگار گذاشته كه نمونه روشن آن، “كوراوغلو” قهرمان افسانه‌های است، كه ساز عاشیقی‌اش همیشه در مقر و مبارزه همراهیش كرده و شاعرانه‌هایش نیز بی‌ساز عاشیقی معنا نمی‌یابد.

“شاه اسماعیل” بنیانگذار سلسله صفوی و رسمیت‌بخش مذهب تشیع در ایران نیز، با هنر عاشیقی بیگانه نیست و این امر را در اشعار هجایی‌اش به زبان تركی و حتی انواع شعر عاشیقی موی می‌توان سراغ گرفت. حتی این هنر به داستان‌های افسانه‌ای آذربایجان نیز راه یافته، به طوری كه در داستانی كه در كتاب “‌دده‌قورقود” ثبت است، رییس قبیله اوغوزها یعنی باییدرخان با صنعت عاشیقی غریبه نیست.

بعد از قبول دین اسلام از سوی تركان در قرن هفتم میلادی، صنعت عاشیقی با باورهای اسلام هماهنگ می‌شود و به حیات خود ادامه می‌دهد. بنا به روایاتی، اولین كسی كه با اسلام آشنا می‌شود “د‌ده قورقود” قهرمان اسطوره‌های آذری‌هاست كه این معنا یعنی پذیرش اسلام ازسوی د‌ده قورقود. در مقدمه نسخ مختلف كتاب ارزشمند و ماندگار وی محفوظ است و این رانیز باید پذیرفت كه، دده قورقود به نوعی نماینده تاریخی قام‌ها و شامان‌ها نیز محسوب می‌شود .اهمیت صنعت عاشیقی در دوره اسلامی ضرورت این نكته را مورد تاكید قرار می‌دهد، كه نگاهی خاص به ویژگی‌های این صنعت بعد از ورود اسلام در بین اقوام ترک داشته باشیم.

منظومه‌های عاشیقی پیش از اسلام كه آثاری از آن‌ها بر جای مانده شامل منظومه‌های شعر آلپ ارتونقا تفریق، بنا به اقوالی آلپ ارتونقا، افراسیاب حاكم توران در شاهنامه فردوسی است، اوغوزنامه كوچ، اركه نه‌گون و منظومه آفرینش می‌باشند، نشانه‌هایی از این آثار در دیوان الفات ترک محمود كاشغری و داستان‌های ۱۲ گانه كتاب ارزشمند ده‌ده قورقود یافت می‌شود.
اما ادبیات عاشیقی دوران اسلامی، مجموعه‌ای بسیار غنی و گرانبها است كه معارف قرآنی، میراث نیاكان، فولكلور آذربایجان رشادت‌های قهرمانان مردمی و مردانگی قوم ترک و كفرستیزی آن‌ها را در خود جای داده است. باز هم به گفته دكتر حسین محمدزاده صدیق، دوران عاشیقی اصیل ایرانی بعد از پذیرش اسلام در بین اقوام ترک ایران، خود به دو دوره تقسیم می‌شود. دوره اول از اولین سده هجری آغاز می‌شود و تا رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران ادامه می‌یابد و با شروع نهضت ادبی شاه اسماعیل صفوی (یعنی دوره ادبی شاه خطایی)، دوره دوم صنعت عاشیقی كه هنوز هم به حیات خود ادامه می‌دهد، تشكیل می‌شود. در دوره اول، آثاری از ادبیات عاشیقی را می‌توان در كتاب‌های قوتادغوبیلغ در سده دوم هجری، عتبه الحقایق در سده سوم هجری، دیوان حكمت در سده چهارم و بالاخره كتاب د‌ده قورقود جستجو كرد. نخستین عاشیقی كه در دوره اول اسلامی نام و ذكری از هنروی در برخی متون آمده، فردی است كه “تركی كیشی” نام دارد و به فارسی نیز شعرهایی از او باقی مانده و در دربار غزنویان نیز حرمت خاصی داشته و منزلتی را آزموده است و این بیت از منوچهری دامغانی:

به راه ترکی ، امه كه طرب‌تر گویی

تو شعر تركی برخوان مراد شعر غزنوی

خطاب به اوست

 در دیوان الغات الترک محمود كاشغری نیز به نام عاشیق دیگری به نام “جوجی” بر می‌خوریم كه او نیز مربوط به دوره اول از صنعت عاشیق‌های آذربایجان است. این دو فرد را باید نخستین عاشیق‌های منظومه سرای ایرانی پیش از د‌ده قورقود نام برد .د‌ده قورقود خود نیز كه امروز از احترام خاصی به خاطر ثبت آثار حماسی و تاریخی قوم ترک در بین اقوام آذری دارد، به عنوان بزرگ‌ترین نماینده عاشیق‌های دوره اول بر صفحه ادبیات عاشیقی آذربایجان نامش می‌درخشد. دوره دوم از قرن دهم هجری، یعنی مرعی شدن تشكل در ایران آغاز می‌شد و با رستاخیز فرهنگی شاه اسماعیل ختایی پیوند دارد. از این دوره به بعد ادبیات عاشیقی دوشادوش ادبیات رسمی موجودیت خود را به رخ می‌كشد و حتی در گسترش خود مساعی تمام به كار می‌برد. به طوری كه این دوران را می‌توان دوره طلایی ادبیات عاشیقی نام نهاد و البته تبین آرمان‌های شیعی در كلام و زبان عاشیق‌های ایرانی مربوط به این دوره است.

عاشیق قروبانی، عاشیق عباس تونادقانلی، ساوی عاشیق، عاشیق جنون، خسته قاسیم،عاشیق پری، عاشیق واله، عاشیق علعسگر، عاشیق حسین و دیگران از عاشیق‌های دوره اسلامی یقینا دوره شیعی عاشیق در بین قوم ترک هستند كه آثار جاودانه‌ای نیز از خود به یادگار نهاده‌اند. بیشترین آقا آفرین شده توسط این عاشیق‌ها منظومه‌های حماسی ـ مذهبی، غنایی، مذهبی و منظومه‌های اساطیری هستند كه نمونه‌های بسیاری ازاین‌ها نظیر فتح خیبر، كور اوغلو، عاشیق قریب، اصلی و كرم، نرگس خاتون و منظومه علی (ع) در دسترس است. از این عاشیقان، آثار دیگری نیز بر جای مانده كه اغلب یادگاری ادبی و هنری دوره دوم عاشیق‌های قوم آذری ایرانی را تشكیل می‌دهند.

“عاشیق” در گذر زمان نام‌های مختلفی به خود گرفته و تثبیت نام عاشیق به شاعران ساز به دست دوره‌گرد ترک بعد از پذیرش اسلام در میان آذربایجانی‌ها مرتبط است. در میان اوغوزها و اقوام گوناگون ترک، عاشیق‌ها به نام‌هایی چون باخشی و اوزان خوانده شده‌اند، در بین قزاق‌ها برای این گروه محبوب جامعه ترک، با نام‌هایی چون”باكسی” و “آگین” نیز روبه‌رو می‌شویم.
قدیمی‌ترین اقوام ترک در آذربایجان‌ها،”اوغوزها” بودند كه در سده‌های نخستین میلادی و پیشتر از آن به آذربایجان آمده‌اند و نقش مهمی در شكل‌گیری تاریخ مردم ترک ایفا كرده‌اند. این قوم منصوب به اوغوز، جد بزرگ اوغوزها می‌باشند. شخصیت واقعی اوغوزخان به دلیل ابهام در آن، با افسانه‌ها واساطیر آمیخته شده به طوری كه بعضی، اوغوز را نوه یافث ابن نوح دانسته و حتی به اونسبت پیامبری هم داده‌‌اند. واژه “اوغوز” مركب از دو كلمه “اوق” یا “اوغ” به معنای تیره و قبیله بوده و “اوز” نیز علامت جمع تركی است. در متون عربی این اقوام را “خز” عنوان كرده‌اند. نام اوغوز در سنگ نوشته‌هایی چون “سیی” و “اورخون” ذكر شده است.
شاید علت وجود تنوع نام‌گذاری برای عاشیق‌ها در بین اقوام ترک، بالا بودن درصد مهاجرت بین تركان و اشتغال این قبایل به كوچ‌نشینی و فاصله طولانی و زیاد این اقوام با همدیگر است. بررسی تفاوت معنی در نام‌های ثبت شده در منابع مختلف برای عاشیق‌ها خالی از لطف نخواهد بود. و این بحث می‌تواند گوشه‌هایی از ابهام‌های موجود درتاریخ عاشیقی را معلوم گرداند.

باخشی‌ها:

باخشی‌ها با مراجعه به متون موجود، افرادی در بین قوم اوغوز بودند كه ساز می‌زدند و به ایفای نمایش‌ها و رقص می‌پرداختند. زبان‌شناسان ریشه این واژه را در زبان تركی قدیم جستجو كرده‌اند و امروزه “باكی یاباق” كه به معنی تقلید صدای حیوانات است و در زبان قرقیزی كار برد دارد هم ریشه با باخشی است. با این وجود بین اوزان و باخشی تفاوت‌هایی نیز وجود داشته است.
در بین اقوام آذربایجان، باخشی فردی را شامل می‌شد كه از غیب و آینده خبر می‌داد، ولی اوزان‌ها این مسوولیت را عهده‌دار نبودند بلكه فقط افرادی رادر بر می‌گرفتند كه به یاری سازی كه “قوپوز” نامیده می‌شد درس‌های اخلاقی می‌دادند وبه درمان بیماران روحی می‌پرداختند.

 علاقه و آثار آذربایجانیان به باخشی، امروزه نیز باقی مانده است، تایید این امر وجود مناطق جغرافیایی به این نام در برخیمناطق آذربایجان است. برای نمونه در سلماس آذربایجان غربی هنوز به دهی به نام باخشی كندی (بخش كندی) و یا در ارومیه به دژی به نام باخشی قلعه‌سی بر می‌خوریم. باخشی،بعدها به عاشیق‌های ازبک و تركمن نیز اطلاق شده است.

اوزان‌ها:

اوزان‌ها دربین ترک‌های اوغوز اشخاصی را شامل می‌شدند كه امروزه عاشیق‌ها برآن جایگاه تكیه زده‌‌اند. در كتاب دده قورقود كهن‌ترین اثر مكتوب آذربایجانی، اوزان، نام خنیاگر دوره‌گردی است كه در شان قهرمانان حماسه می‌سراید و دعای خیر بدرقه راه آنان می‌كند.

خود د‌ده قورقود نیز، یک اوزان قوپوز بدستی است كه ویژگی‌اش حضور درمجالس بعد از پیروزی قهرمان‌های داستان‌هایش، توصیف، تمجید و شعر سرایی در خصوص آن‌هاست.

اگر تاریخ گذشته ترک‌ها را بررسی كنیم، متوجه می‌شویم كه اوزان‌ها همواره در میان اقوام و قبایل از احترامی ویژه و خاص برخوردار بودند و ایل به ایل می‌گشتند و در سرافراز نگهداشتن قهرمانی‌های قبایل نقش موثری ایفا می‌كردند.

مسوولیت آن‌ها گاهی هم حل مشكلات مردم، قضاوت در امور قوم، راهنمایی وظایف مردم، حتی معلمی فرزندان قوم و آموزش آن‌ها، پیشه‌ ریش سفیدی و دانایی قوم و نظایر این را نیز عهده‌دار بوده‌اند.

با وجود كمی منابع موجود در خصوص اوزان‌ها و حضور آن‌ها در ادوار تاریخی قبایل ترک، به اذعان مورخان دوران قدیم نشانه‌هایی از شركت اوزان‌ها درمراسم عزاداری “آتیلا” بزرگ‌ترین فرمانروای هون‌ها و مرثیه‌سرایی اوزان‌ها در آن مجلس در دست است.
گسترش دامنه صنعت عاشیقی یا فعالیت هنرمندانه اوزان‌ها را با استناد به آثار موجود و زمینه‌های ریشه این هنر به تبعیت از اقوام ترک در برخی مناطق ترک‌نشین جهان تا ماورای چین می‌بینیم.

اما در معنای اوزان محققین بسیاری به بررسی پرداخته‌اند. برخی آن را شامل شعری كه فرمان معینی ندارد معنا كرده‌اند، برخی از محققان آن را نوعی آلت موسیقی كه در حین حركت و جلوس شاهان و امرا نواخته می‌شده، معنا كرده‌اند كه البته این مفهوم در دوره‌هایی نیز با مخالفت پژوهشگران رو به رو شده است.

در بسیاری از لوح‌های به جا مانده مانند “كول تكین” ،از اوزان به عنوان افرادی كه ساز می‌زده‌اند و سروده می‌ساخته و سروده‌های خود را می‌خوانده‌اند، برمی‌خوریم. در هر صورت لفظ اوزان، در بین اقوام مختلف ترک چون اوغوزها، قرقیزها، ازبک‌ها، اقوام ساكن آناتولی، تركمن‌ها و دیگر اقوام كاربرد داشته است. كاربرد اوزان را می‌توان در سروده‌های حكیم نظامی گنجوی نیز سراغ كرد و در اشعار برخی از شاعران هم دوره تا متقدم و متاخر با مولوی از جمله “یونس امره” به لفظ اوزان بر می‌خوریم.

در خصوص لفظ و معنای عاشیق، نیز تحقیقات گسترده‌ای از سوی محققان در داخل و خارج كشور انجام شده است. خاستگاه لفظ عاشیق را دكتر حسین محمدزاده صدیق در لوحه‌های سومری، آن‌هم به صورت ashuqیافته است كه به تصریح این محقق، این واژه مركب از دو جز ash از مصدر ashmaq در معنای خنیاگری و جوش، خروش و uq  پسوند اتصاف تركی باستان در معنای سرود و ساز سخنگو و كسی كه با پیغام موزون خود نظم و نشاط و شادی آفرین است. پس از منسوخ شدن الفباهای سومری، اورخونی و اویغوری در میان تركان اصیل ایرانی و گردن نهادن آن‌ها )تركان) به اسلام و پذیرش الفبای قرآنی، لفظ ashuq  با واژه و معنای عاشق عربی در هم آمیخت و در شكل و معنا، یكسانی یافت.

در مكتب هنری عاشیقی آذربایجان، عاشیق‌ها را مرتبه‌ای نیز نهاده‌اند و بر اساس شدت و مهاجرت هنر عاشیق‌ها، آن‌ها را رتبه‌بندی و طبقه‌بندی كرده‌اند. عالی‌ترین مرتبه آن بنا به استشهاد به حق تاریخ، نام “د‌ده” بر خود گرفته است كه این مرتبه تا امروز هم ادامه دارد و حتی در دوره معاصر، تخلص شعری برخی شاعران هجایی‌گر و شاعرانی كه اقدام به سرودن انواع اشعار عاشیقی کرده‌اند نیز است.

در قرن سیزدهم شاعری به نام د‌ده یادیاد، در قرن دهم عاشیقی به نام دده كرم و پر استعمال‌ترین لفظ د‌ده هم با قورقود همراه شده كه این لفظ امروز ذاتی قورقود و جز لاینفک هم و همراه به این پدر مفری و آرمانی و به تعبیری به افسانه‌ای، آذری شده است.

دده علاوه برعالی‌ترین رتبه عاشیقی، شامل هنرمند‌ترین، شایسته‌ترین فرد قوم نیز است و حتی به روایت اسناد، هنرمندانی كه در مرتبه عاشیقی بی‌رقیب بوده‌اند، از سوی مردم لقب د‌ده دریافت كرده‌اند.

یک محقق آذربایجانی دیگر نیز، ریشه لفظ عاشیق را با واژه بسیار قدیمی در زبان تركی كهن یعنی (آشی) یکی می‌داند. به طوری كه امروزه آشوله یا آشوله‌چیكه در زبان اوزبكی به معنای مفت و ترانه‌سرا به كار می‌رود، معادل عاشیقی در زبان آذربایجانی است. البته بین آشیق، عاشیق و آشی قرابت لفظ، خوانش و معنا نیز وجود دارد.

در برخی از متون نیز لفظ عاشیق را با “ایشیق” به معنای روشنایی و روشنی هم، ‌معنا كرده‌اند.

در هر صورت عاشیقی در معنای امروزین آن بعد از پذیرش اسلام از سوی اقوام ترک ساكن ایران، با عاشق عربی یکی شده و معنایی چون صاحب محبت، كانون مهر و معانی این چنین گرفته است.

 با توجه به پیشینه تاریخی و تغییر امامیاز بخشی (باخشی) تا عاشیق، در برخی از متون تركی به واژه‌های مركب عاشیق،  اوزان یاعاشیث بخش هم برخورد می‌كنیم. این تركیبات كه در لفظ یک معنا را تشكیل می‌دهند درمفهوم یكسان نیز به كار رفته‌اند.
نگاهی گذرا به زمینه‌هاب تكثیر عشق در عاشیق‌هابر این نكته مهر تایید می‌زند، كه صفت عاشیقی با تعالیم اسلامی گره خورده و مفاهیمی چون الهیات، عشق به خدا، عشق به هم نوع، وطن پرستی، جهاد با نفس، انسانگرایی و غیرهدر كلام عاشیق جای  گرفته است.

عاشیق‌ها به معنایی كامل‌ترین هنرمندان آذربایجانهستند، زیرا كه آن‌ها هم صاحبان سخن هستند و شعر می‌سرایند، هم خالق موسیقی‌اند وكلام موزوم و رقیم و آهنگ می‌سازند و ابداع‌گر و تولید كننده وجد و همینطورهم مجری شعر و آهنگ خود نیز هستند. پس صنعت‌كاران را در برمی‌گیرند با ویژگی‌ها شاعری،موسیقی‌دانی، اجرای موسیقی و در برخی موارد رقاصی .

عاشیق‌ها توان خلق و تولید واجرا رابا هم دارند و از سوی دیگر، عشق را همواره با خود همراه ساخته و می‌سازند،عشقی كه بزرگ‌ترین و معنوی‌ترین هنر انسان‌ها نام گرفته و عنوان و رابطه‌ای است كهخالق جهان در سرشت آدمی قرار داده و عاشقی‌ها با توجه به اینكه همیشه عشق را به عنوانفعل و عمل خود در تامرس واژه با خود دارند، به قولی برترین هنرمندها هستند.

درگذشته و روزگارانی نه چندان دور علاوه بر باخشی، اوزان، عاشیق و تركیب عاشق اوزانبه این هنرمندان مجرب آذربایجانی و ارساق و یا نشاق نیز گفته‌اند. .

از دده قورقود تا دیری‌لی قوربانی كه تحقق واژه عاشیق و شكل‌گیری این واژه، و به نوعی بنیانگذاری مكتب عاشیق در آذربایجان شروع می‌شود، به نام‌های بزرگی چون عاشیق و پاشا، یونس امره و ملا قاسم شیروانی مواجه می‌شویم.
دیری‌لی قوربانی، عاشیقی ‌است كهایشیق را خطاب نام خود قرار داده و در مرحله گذر اوزان به اوزان عاشیق قرار گرفته و این یک بیت از دولت كه می‌گوید:

من بو دنیادا عاشیقام

عاشیق دیییم ایشیقام

در دنیا من عاشیق هستم

عاشیق نیستم (ایشیق هستم(

عاشیق، هنرمندی ساززن و ترانه‌سراست. عاشیق هنرمندی است كه با سازش موجودیت می‌یابد .عاشیق بی‌ساز، هنرمندی كامل نیست، همانطور كه عاشیق بی‌نمن نیز مرد هنر به معنای واقعی آن خوانده نمی‌شود. آهنگ‌ها نغمه‌های عاشیقی در بین آذربایجانی ها به (عاشیق‌ها والاری  موسوم است عاشیق در این نغمه‌ها و ملودی‌ها، عواطف، احساسات، شیفتگی‌ها، سختی‌ها، عشق‌ها، خواسته ها و باورها و … را مییازآید، خود تجربه می‌كند و به نسل‌های آتی منتقل می‌كند.

از فرق‌هایی كه در اجرای هنر عاشیقی بلاد مختلف آذربایجان وجود دارد، در گروه نوازندگان است. در برخی از مناطق از جمله محال تبریز و قره‌داغ عاشیق‌ها هنر خود را با استفاده از گروه نوازندگان مركب از بالابانچی، قاوالچی و زورناچی به نمایش می‌گذارند. در برخی از دیگر مكان‌های آذربایجان، از جمله شهرهای مختلف آذربایجان‌غربی هنرمند عاشیق ترجیح می‌دهد به تنهایی و با اتكا به ساز خود هنرنمایی كند.

همچنین در برخی از مناطق، به همراه اجرای هنر عاشیقی به اجرای رقص ویژه از نوع هنری نیز بر‌می‌خوریم، كه رقص توام با اجرای عاشیقی در همه جای آذربایجان عمومیت ندارد.

عاشیق‌ها در همه جای آذربایجان همواره هنر خود را ایستاده و با  قامتی افراشته و ترجیحا با لباس ویژه و رسمی كه سنخیت و هماهنگب با لباس قدیم قوم ترک دارد، اجرا می‌كنند و گاها برای به هیجان آوردن شنوندگان و ناظرین این هنر، در حین ایفای برنامه از حركاتی چون بالا و پایین كاسه یا بازوی ساز یا قار دادن ساز در پشت گردن یا كوبیدن پای بر زمین به خصوص به هنگام اجرای نغمه‌های حربی و حماسی استفاده می‌كنند. از دیگر ویژگی‌های اجرا به این نكته نیز می‌توان اشاره كرد، كه عاشیق‌ها با توجه به تن صدا و زیر و بمی تارهای صوتی‌یشان اقدام به كوک‌كردن ساز می‌كنند. به این صورت كه عاشیقی كه صدای زیر دارد، سازها مطابق با این صدا و عاشیقی كه صدای بم دارد، ساز را بم كوک می‌كند.

برخی از آهنگ‌های عاشیقی به نام واضیعین آن‌ها یا ارادت به برخی از افراد از جمله شاه خطایی، اكبری، كسمه‌كرم، حبیبی، امراهی، پناهی، حیدری، جمشیدی و غیره برخی به نام مكان‌های جغرافیایی چون اوردوباد گوزللمه‌سی، تركیه گرایلی‌سی، شماخی، قره‌عینی، میصری، شرقی، قره‌باغی و غیره مشهور شده‌اند.

بنا به سلایق و برخورد مردم مناطق با هنر عاشیقی، برخی از آهنگ‌ها نیز در برخی از مناطق ترک زبان، طرف‌دار زیاد یافته و به دفعات و مكرر اجرا شده و به نوعی اجرای بیش‌تر و تكرار آن آهنگ، به بومی شدن آن نغمه در آن منطقه می‌انجامد.
همچنین در بعضی از مناطق، یک آهنگ گاها به دو نام یا در مكانی به نامی و در محیطی دیگر به اسمی دیگر اجرا شده است كه، برای نمونه مخمس تبریز در برخی از مناطق آذری زبان به نام آهنگ دستانی نامیده شده است.
آهنگ‌های نواخته شده توسط عاشیق‌ها را در یک جمع‌بندی كلی می‌توان به سه نوع آهنگ، یعنی آهنگ‌های بلند (یوخاری هاوا) آهنگ‌های كوتاه (آشاغی هاوا) و نغمه‌های میانه (اورتا هاوا) تقسیم كرد.

آهنگ‌های بلند، طالب صدای بم هستند و باید ساز به صورت بم كوک شده و آهنگ‌های كوتاه، گرایش به صدای زیر دارند.

بنا به ادعای عاشیق‌های چیره‌دست، آهنگ‌های بلند خوانندگان آن‌ها را خسته نمی‌كنند ولی نغمه‌های كوتاه با توجه به ویژگی‌هایشان اجرای سختی دارند و سبب ساز خستگی عاشیق‌ها می‌شوند.

در تقسیم‌بندی آهنگ‌ها نیز آهنگهای موسوم به كسمه (كسمه دیوان، كسمه كوراوغلو، كسمه كشین اوغلو) برخی از گوزللمه‌ها (تره‌كمه گوزل لمه‌سی، اودوباد گوزل لمرس، كرم گوزل لمرس)، گرایلی‌ها (همدان، گرایلی‌سس، اووچی‌ گرایلی‌لی، تركیه گرایلی‌سی) تجنیس‌ها (معمولی و جیفالی تجنیس) تاجیری، قهرمانی، قارص، غربتی، یانیق كرم، دستان، قوجاقارتال و … جزو آهنگ‌های بلند هستند.

در نغمه ها‌ی خیالی نیز، آهنگ‌هایی چون قره‌ عینی، آراز، عسگری، ماهور، قره‌باغ، هشتری، شود، كوراوغلو حربی، سالاما و غیره جای می‌گیرند.

در آهنگ‌های پایین نیز، آهنگ‌هایی چون سماعی، بهمنی، كسمه‌هجرانی، شیروانی، پناهی، شرقی و كوراوغلو به چشم می‌خورد.

شعر عاشیقی:

همانند  تمامی اقوام جهان، درزمینه ایجاد ادبیات و ماندگاری آن در بین اقوام، در آذربایجان نیز قوم ترک ابتداادبیات شفاهی را خلق نموده و هنر عاشیقی نیز از گونه‌های ادبیات شفاهی مردمآذربایجان محسوب می‌شود. هرآنچه در ادبیات شفاهی مكتوم است، ویژگی‌هایش را می‌تواندر هنر عاشیقی نیز دید، به گونه‌ای كه در شعر و داستان عاشیقی، به وفور به رسوم وعادات، شیوه‌های زندگی، تلاش، مردم‌داری، خواسته و آرزوها، علایق و … بر می‌خوریم. دوری از دنیاگرایی، مردمی و مردانگی، انسان دوستی، مبارزه با ظلم، حق خواهی وعدالت‌جویی از علاقه هستند كه شعر عاشیقی مسایل مختلف زندگی، پیوند می‌دهند. همچنین در مطالعه آثار باقیمانده از شاعران عاشیق یا عاشیقی شاعر، به خوبی وضعیتسیاسی زمانه انعكاس یافته كه در روشن ساختن بسیاری از مسایل نقش آفرینی می‌كند.

شعر عاشیقی نیز مانند خود لفظ عاشیق، یا ساز عاشیقی كه به نام‌های اوزان و قوپوزدر تاریخ ثبت شده‌اند، در ازمنه قدیم نام ویژه خود را داشته است. این شعر ـ یعنیشعر وابسته به صفت عاشیقی ـ در زمان قدیم “سوی” خوانده می‌شد و شاعر لقب “سوی‌چی”را داشت كه بعدها سوی به “قوشما” تغییر نام داد و در دوره‌های بعد، قوشما خود نوعیاز شعر هنر عاشیقی خوانده شده است.

 شعرهای شاعران عاشیق نیز تاكنون باتوجه به ویژگی بالا، گرایش به انواع شعری هجایی داشته و به همین خاطر است كه وزن ونوع این نوع شعرها در قالب هجا انسجام می‌یابند و شعر عروضی كم‌تر در میان شعرهایعاشیقی دیده می‌شود.
در انواع شعر عاشیقی از ۴ و ۵ هجا و ۷ هجا و ۸ هجا و ۱۱هجا و ۱۲ هجا تا ۱۶ هجا در انواع مختلف چون تصنیف، بایاتی، قوشما، دیوان و غیرهدیده می‌شود.

شعرهای اولیه ادبیات عاشیقی بنا به اقوالی، بایاتی هستند. بایاتی‌ها نوعی از شعر عاشیقی‌اند و البته اجتماعی كه در چهار مصراع  و هر مصراع ۷هجا سروده شده‌اند.

از بایاتی است كه، راه ورود به سایر انواع شعری در صفت عاشیقی گشوده می‌شود. بنا به تحقیقاتی، با ایجاد تنوع در شعر عاشیقی و گسترش انواع شعر عاشیقی، نیز تكامل یافته و ابعادش گسترده شده و مناسبت اجرا برای اشعار خلق شده یافته است، افزایش تعداد سیم‌های ساز عاشیقی تا ۹ سیم نیز ارتباط مستقیم با گسترش انواع شعری دارد. در هر صورت در هنر عاشیقی، ساز، كلام، موسیقی متن و موسیقی و متن وحدتی ایجاد می‌كنند كه این وحدت بازهم و وجود فرد عاشیق در ایفای هنری‌اش معنامی‌یابد و با این ویژگی‌هاست كه عاشیقی هنری است ،چند جانبه و چند وجهی و صد البته جامعه‌‌ای از شعر، گویندگی، خوانندگی، موسیقی و تئاتر.رابطه نزدیكی در هر صورت بیننغمه‌های عاشیقی با نوع شعر وجود دارد و شاید بتوان این نكته را بدین صورت شرح رودكه بسیاری از آهنگ‌های هنر عاشیقی برای انواع شعر ساخته شده‌اند و به همین دلیل استكه در نغمه‌ها عاشیق‌ها به اسامی آهنگ‌هایی در قالب انواع شعرها غنی‌گرایی، تجنیس، دیوانی قوشما و مخمس بر می‌خوریم و حتی برخی از پژوهشگران آهنگ‌های عاشیقی را باتوجه به نوع شعر آن تقسیم‌بندی كرده‌اند كه ملودی‌های گرایی، آهنگ‌های تجنیس،بایاتی‌ها و نغمه‌ها قوشما از آن جمله‌اند. در داخل این گونه‌ها با انواع زیرآهنگ‌ها رو به رو می‌شویم

ارسال دیدگاه