یحثی در تاریخ / آذربایجان

این مقاله ی کوتاه به عنوان نظر یکی از نویسندگان سایت قیزیل قلم است که بدین صورت تقدیم می گردد:

فرهنگ لغت ابن مهنا در قرن هفتم به صورت مجزا سه زبان عربی و ترکی آذربایجانی و مغولی را از لحاظ نحوی و واژه شناسی و اواشناسی تحلیل و بحث کرده است. این خود نشانگر این است که زبان مغولی و ترکی آذربایجانی با یکدیگر تفاوت دارند.
ابن بزاز اردبیلی می گوید شیخ صفی الدین در مکتب، زبانهای عربی، ترکی ، مغولی و پارسی می اموخت. تمایز زبانها کاملا در این نوشتار محرز است.
پیش از اینکه آذربایجان با مغول آشنا شود، شمس تبریزی ۴۰ سال پیش از آمدن مغولان ترکی صحبت می کرد
زبان آذربایجان زبان خزران است. بلعمی وقتی می خواهد از سرزمین های انوشیروان نام ببرد یکی از انها هم “دربند خزران” نامیده می شود.
جالب است بدانید که دربند خزران مثل آتروپاتن ترکی آذربایجانی صحبت می کند.
مغول ها لیبرال تر از محمود افشار و همپیالگی های آنان بود. در تاریخ جهانگشای جوینی نوشته که ” در تاریخ جهانگشای جوینی نوشته که مغول تابع هیچ ملت نبود و از تعصب رجحان ملتی بر ملتی و تفضیل بعضی بر بعضی مجتنب بودست. بلکه علما و زهاد هر طایفه را اکرام و اعزاز و تعجیل می کردست…چنانک مسلمانان را به نظر توقیر می نگریسته ترسایان و بت پرستان را نیز عزیز می داشته…
یاسای چنگیز همه طوایف را یکی می شناسد و بر یکدیگر فرق ننهند عدول نجویند….”
مغول ها صد مرتبه از اینها متمدن تر و لیبرال تر بودند.
اگر شما یاسای چنگیز خان مغول را مطالعه کنید خواهید دید که برای همه چیز قانون و نظم داشتند. این در حالیست که ایران تا عصر مشروطه قانون نمی شناخت و هنوز هم فراقانونی است.
مغولان سخت به قانون پایبند بودند. قانون شکار، قانون چرا، قانون مدارای دینی و زبانی، قانون سیاست و حکومت و نوع سیستم حکومتی، قانون ارث و ….
این تصور غلطی است که مغول با عقل و قانون و عدالت و استراتژی و نظم و اخلاق و صفات و خصایل انسانی و جوانمردی و … بیگانه بود.
علت حمله مغول به گفته تاریخ جهانگشای جوینی صرفا انتقام از ترکان خوارزمشاهی به خاطر اسارت و کشتار ناعادلانه ۴۵۰ نفر از بازرگانان مغول توسط ترکان خاتون در شهر فاراب بود.
تاریخ جهانگشای جوینی می نویسد که مغولان انتقام سختی از اترار زادگاه فارابی گرفته بودند و باز می گشتند. سلطان محمد بدیشان رسید و کار حرب را بسیجید. لشکر مغول در دامن جنگ چنگ نمی زدند و آهنگ کشیده می داشتند و می گفتند ما را از چنگزخان اجازت محاربت تو نیست. ما به مصلحتی دیگر امده ایم و کاری دیگر را آماده گشته و شکاری که از دام ما جسته (توق تغان فراری از لشکر مغول به قراقم) می جسته.

شهاب الدین خرندری مورخ ترک خوارزم می گوید وقتی مغولان به ماورالنهر امدند سرزمین های ترک مثل نسا و سمرقند و فرغان و خوارزم و چاچ و بخارا و غیره را قتل عام کردند.
ترکان دشمن مغولان بودند و در نسا و بخارا سخت با مغولان جنگیدند.
عطار نیشابوری تنها کسی نبود که با شمشیر مغول از پای در امد. دانشمندان ترک خوارزم و سمرقند و نسا و غیره نیز با شمشیر مغول کشته شدند. تنها در شهر ترک نشین نسا ۷۰ هزار نفر به گفته خرندری کشته شدند. دانشمند ترک خوارزم با نام شهاب الدین خیوقی را به همراه فرزندش تاج الدین مغولان کشتند.
در بخارای ترک نشین همه را از دم تیغ گذراندند. مثل سایر بلاد ترک.
مغولان حتی قبایل مغول را هم کشته بودند که اسم قبایل در تاریخ است
اکثریت سپاه سلطان جلال الدین خوارزمشاهی از ایل ترک بیات بودند. چون این ایل بیات در نیشابور عصر مغول زیاد بودند مغولان در نیشابور تمام ترکان ایل بیات را از دم تیغ گذراندند.
مغولان صد یک کارهایی که با ترکان ماورالنهر یعنی خوارزم و بخارا و نسا و خجند و سمرقند و غیره کرده اند در پرشیا نکرده اند.
زخمی که سمرقند ترک نشین در ربیع الاول سال ۶۱۸ قمری با اتش مغول تجربه کرد هیچ وقت تاریخ فراموش نخواهد کرد. مسجد جامع سمرقند را چنگیزخان به اتش کشید و هر که در ان بود سوزانده شد. ۳۰ هزار ترک را در سمرقند در اب دریای بوار غرق و در اتش نار دمار سوزاندند.
مغول اتش جهنم دنیوی را به ترکان ماورالنهر نشان داد

مغولان هیچ دشمنی با پرشیا نداشتند. جنگ مغولان جنگ با پرشیا نبود. بلکه جنگ با ترکان ماوراالنهر بود. علت اینکه مغولان به پرشیا وارد شدند این نبود که پرشیا را کشتار کنند. بلکه به این خاطر بود که ترکان خوارزمشاهی به اصفهان و کرمان و اذربایجان و غیره فرار کرده بودند و مغعولان در تعقیب ترکان خوارزمشاهی وارد پرشیا شده بودند. حتی در بلخ هم علت کشتار مردم بلخ توسط مغولان این بود که جلال الدین خوارزمشاه در آنجا بود و با مغولان می جنگید.
چون سپاه جلال الدین غزنه را ترک کرده بود مغولان در غزنه کشتار نکردند. این ثابت می کند که مغولان دشمن ترکان بودند نه چیز دیگر.
جوینی می نویسد هفتاد هزار ترک در ابیورد و سرخس و شهرستان ترکمنستان به مرو امدند و بر علیه مغول شورش کردند. مغولان همه ترکهای خراسان را از دم تیغ گذراندند.
ترکان سرخس شش شبانه روز توسط مغولان کشتار شدند و پشته ای از هراران هزار اجساد انسانی چون کوه پدید امد.
جوینی می گوید ترکها از نخشب و نسا و سرخس و غیره در مرو گرد هم امده بودند و بر علیه مغول شورش کردند. اکثر انها از ایل بیات بودند. مغولان انها را شکست دادند و شهر را فتح کردند و بیش از صدهزار نفر را در مرو کشتند.
پس از این فاجعه ده هزار نفر از ترکهای نسا به مرو امدند و به شوق انها سایر ترکان خراسان در مرو گرد امدند باز هم توسط مغولان همه قتل عام شدند
شورش دوم ترکها در مرو به سختی توسط سردار چنگیز قوتقو مجازات شد. او ۴۰ شبانه روز ترکهای شورشی را شکنجه داد. در دیگها جوشاند.
صدای ناله ها و فریادهای ترکان شکنجه شده در خراسان هرگز خاموش نخواهد شد
مردم نیشابور شورش کردند و امیر دست نشانده مغول را در نیشابور کشتند. سپس با این کار خام و غیر عقلانی مردم نیشابور را به تیغ مغول گرفتار کردند. در سبزوار و طوس هم مردم شورش کردند که فقط در سبزوار هفتاد هزار نفر کشته شد.
مردم تبریز سنجیده عمل کرد و خودش را از تیغ مغول رهاند

ترکها همواره دانش دوست بودند. خرندزی مورخ ترک خوارزم در قرن شش نمونه ان است. خرندزی می گوید موقع حمله مغولان تلاش می کردم کتابهای نفیس کتابخانه های نفیس خوارزم را از نابودی حفظ کنم. خرندزی انقدر که به فکر حفظ کتابها بود به جان خود نمی اندیشید.
زادگاه فارابی افتخار ترکان ماورالنهر یعنی شهر اترار یا فاراب در قزاقستان اولین جایی بود که مغولان به انجا به انتقام خون بازرگانان بی گناه مغول یورش بردند.

ارسال دیدگاه