نگاهی به تاریخ ترکان ایران / آذربایجان

ایواگوروس پونتوس Evagrius کشیش و واعظ متولد ۳۴۵ میلادی در کتاب historia eccles می نویسد:
Hunni, olim Massagetae,
هون ها همان ماساژت های قدیم است

از آنجا که هرودودت و استرابون و ژوستین و دیودوروس و خیلی از مورخین دیگر به جنگ کوروش با ماساژت ها در کنار رود ارس اشاره کرده اند و از طرفی ایواگوروس و پروکوپیوس و تئوفانس و غیره ماساژت ها را ترک نامیده اند، پس نظریه نژاد پرستانه حذف ترک از آذربایجان و قفقاز و آسیای میانه و غیره بی پایه و اساس است. یکی دیگر از دلایل بی پایه و اساس بودن نظریه نژاد پرستانه حذف ترک از قفقاز نوشته استرابون در مورد ترکهای ایغور در سواحل رود دن است. استرابو می نویسد:

and that of the Urgi, who in general are nomads, though a few are interested also in farming; these people, it is said, dwell also along the Ister, often on both sides

و اورغی (ایغور)ها، آنها در کل چادر نشین هستند و برخی از آنها به کشاورزی می پردازند. این ملت در دو سوی رود استر  همان تانائیس یا تنئیس یا دنیس یا دنگیز ترکی) زندگی می کنند

شاهان اشروسنه را افشین، شاهان سغد را اخشید، شاهان اوغوز را خاقان، شاهان خلخ را یابغو، شاهان ترک را طرخان، می گویند.
شاهان کوشانیان باستان یابغو نامیده می شدند. نام یابغو سندی بر ترک بودن کوشانیان است.
ابن خلدون هم خزرها را ترکمان نامیده است: خزرها ترکمانان هستند. .

هندوشاه نخجوانی در کتاب تجارب السلف راجع به سلجوقیان می نویسد: اصل ایشان از ترکان خزر است و در قدیم خدمت ملوک ترک می کردند.

در کتاب ترکی دربندنامه اثر قرن ۱۶ میلادی، که پروفسور میرزا کاظم بیگ، مورخ و زبان شناس برجسته آذربایجانی آن را به انگلیسی ترجمه، تصحیح و منتشر کرده است، نوشته: شاه شروان در سال ۱۱۲ قمری یعنی مصادف با کشته شدن جراح حاکم اذربایجان و ارمنیه با نام خاقان چین اوغلی است.
حتما می دانید که قباد پدر انوشیروان و خود انوشیروان با خاقان خزر دربند آذربایجان روابط فامیلی داشتند.
حتما در شاهنامه فردوسی و سایر متون به نام خاقان چین برخورد نموده اید. منظور از چین به گفته تاریخ بلعمی سمرقند است. سمرقند را چین می گفتند. چون چینیان در آنجا بودند و کاغذ سمرقندی ریشه اش از آنجاست.

بلعمی مورخ برجسته و دانشمند از کتاب تسمیه البلدان روایت می کند که سمرقند را انوقت چین خواندندی و چینیان بودند انجا. و در او کاغذ چینیان نهادند. سمر ان شهر را به نام خویش نهاد. به پارسی سمرکند و به ترکی کند شهر بود. به تازی سمرقند. پس سمر سپاه بکشید و به ترکستان و چینستان (سمرقند) شد.

بلعمی حین توصیف از بلخ و مرو در عصر باستان به چین یا همان سمرقند اشاره کرده که باستانشناسان در سمرقند خرابه های شهر کهن افراسیاب معروف به چین یا همان سمرقند را کشف کرده اند:
… افراسیاب ملک ترک بود. پسر فشنج بن ، دشمن ملکی بود بزرگ و خلق زمین مشرق به فرمان او بودند و نشست او به بلخ بود و گه گه به مرو و این زمین ماورالنهر ترکان داشتندی و از جیحون گذشته بود و به بیابان مرو تا به بیابان بلخ و زمین شهر مرو و زمین بلخ همه ترکان بودند و خرگاهها و خانهای ترک بود و تا سرخس و تا حد عقبه از ان ایشان بود… پادشاهی افراسیاب از حد سرخس بود تا حد چینستان. سپاه بسیار بکشید و به حرب منوچهر امد و منوچهر با وی حرب کرد و خود چند بار منوچهر را بشکست و او را اندر زمین طبرستان به حصار کرد

در کتاب ترکی دربندنامه اثر قرن ۱۶ نوشته که وقتی مسلمانان دربند را فتح کردند اولین مسجدی که انجا ساختند نام مسجد را به تبع قوم ساکن در دربند مسجد خزر نامیدند.
برای درک قدمت ترکی در آذربایجان از بناکتی برایتان بنویسم.
تاریخ بناکتی از هجوم چهل هزار ترک خزر یا قبچاق به آذربایجان در زمان عمر بن عبدالعزیز (متولد ۶۱ قمری یعنی عاشورای حسینی) نوشته است. این سندی مکتوب و موثق برای حداقل ۱۵۰۰ سال تاریخ ترک در آذربایجان سده ها پیش از سلجوقیان است.

ابن عاصم مورخ برجسته اسلامی می گوید در زمان حمله اعراب به شروان در سال ۲۷ و ۲۸ قمری ، خاقان خزر با هزاران ترک خزری در شروان مقابل سلمان بن ربیعه باهلی جنگید.
این سندی آشکار بر حضور ترکان در شروان آذربایجان در صدر اسلام یعنی صدها سال پیش از سلجوقیان است

آذربایجان پیش از اسلام در تاریخ بلعمی:
حارث بن ابی شداد …از ملوک یمن به کوه طی بیرون امد و به عراق امد به ناحیت انبار و موصل و بدان حدها برگشت و به آذربادگان شد و این زمینها همه به دست ترکان اندر بود
به زبان اصلی: فدخل علی الترک ارض آذربیجان

آذربایجان در زمان گشتاسب باستان در تاریخ بلعمی:
بلعمی می نویسد تبع بن زید حاکم یمن از فرزندان تبع بزرگ… به روزگار ملک گشتاسب بود. … انگاه او سپاه از یمن بکشید…از شط دجله راه برگرفت. با سپاه همی رفت تا به آذرآبادگان برسید. از راه موصل چون آنجا رسید با ترکان آذرآبادگان حرب کرد و بسیاری از ایشان بکشت و برده کرد و غنیمت برداشت

تاریخ بلعمی:
وقتی بهرام گور ترکها را شکست داد زن خاقان خاتون بزرگ که اسیر بود بدست بهرام، او را بفرستاد تا خادمی کند مر آتش خانه آذربایگان را تاریخ بلعمی و آذربایجان در زمان هرمز بن انوشیروان:
سابه پسر خاقان به جیحون بگذشت. با ۳۰۰ هزار مرد و به بلخ امد . سپاه هرمز بگریخت و او بلخ را بگرفت و روی به خراسان نهاد و به طالقان امد و از انجا به حد هری و باغدیس امد. از سوی مغرب ملک روم ( ترکیه )بیامد با صد هزار مرد و شام بگرفت. انچه انوشیروان داشته بود و گفت این نه از حد عجم است که مملکت روم است تا حد نصیبین، و از سوی ارمینیه و آذربایکان ملک خزران بیامد و نواحی باب الالباب را بگرفت
سابه همان ساوه شاه است. نام ساوه از اوست. به این جمله بلعمی نگاه کنید:
خبر بهرام چوبین و فرستادن هرمز او را به کارزار ساوه شاه ترک

تاریخ بلعمی و خبر حضور ۳۰۰ هزار ترک خزر در آذربایجان سال ۱۰۴ هجری:

ملک خزر به خاقان کس فرستاد فرستاد و… بفرمودش كه به آذربايگان آيد به حرب جراح بن عبدالله. بارخيل پسر خاقان برفت با سيصد هزار مرد خزرى. و ديگركافران بر وى جمع آمدند و برفت و روى به جراح نهاد و ياران جر اح ان روز در شهرهاى آذربايگان پراکنده بودند، و خزريان دست به كشتن بردند و هركه را يافتند از مسلمانان بکشتند

سند حضور ترکان در آذربایجان در سده اول هجری در کتاب التیجان فی ملوک الحمیر صفحه ۴۰۲ :
معاویه گفت خداوند ترا خیر دهاد. از حال آذربیجان بگو.
عبید گفت آذربایجان از سرزمینهای ترک است و ترکان در ان گرد امده اند

تاریخ طبری ، تاریخ بلعمی، حمزه اصفهانی ، ابن اثیر و غیره نیز به آن اشاره کرده اند.

تاریخ بلعمی و حضور ترکان در آذربایجان پیش از اسلام:
به يمن اندر ملکی بود او را رايش خواندندی ، از فرزندان يعرب بن قحطان، نامش حارث بن ابی شداد بود. … . و به آذربادگان بشد . و اين زمين ها همه به دست ترکان اندر بود، همه از ايشان بستد و ايشان را مقهور کرد، زمين از ايشان پاک کرد. و به زمين آذربادگان اندر دو سنگ است بزرگ معروف. نام خويش و آمدن و رفتن و مقدار سپاه خويش و ظفرها که وی را بود، بدان سنگ بنوشت به کنده. و تا امروز مردمان آن همی خوانند و بزرگی او همی دانند . و اين ملک با اين همه پادشاهی و بزرگی فرمان بردار ملک منوچهر [کياني] بود. و از پس او پسرش به ملک اندر بنشست و نام او ابرهه بود

در صفحه ۴۳۶ کتاب التیجان فی ملوک الحمیر می نویسد:

قال معاویه و مالترک و الاذربیجان؟
قال عبید هما بلادهم یا امیرالمومنین

معاویه گفت ترک و آذربایجان کدام است
عبید گفت یا امیرالمومنین این دو سرزمین انهاست

اشکانیان از منظر تاریخ بلعمی:
سام حام یافث فرزندان نوح هستند. از سام عرب و عجم به وجود امد. از حام زنگی ها و حبشی ها و از یافث ترک امد. سقلاب و یاجوج و ماجوج که اندر ایشان خیری نیست.
بلعمی می نویسد اشکانیان فرزندان یافث هستند.

تاریخ بلعمی و شاهنامه فردوسی می گوید رویین دژ قلعه تورانیان است و ارجاسب ترک خواهران اسفندیار را در انجا زندانی کرده بود.

نظرات

  • آذربایجان

    خواندامیر در کتاب تاریخ حبیب السیر می نویسد، در نزدیکی خوی فردی زندگی می کرد با نام شیخ محمد بالغجی که حاکم تبریز یعنی ملک اشرف چوپانی در سال ۷۵۸ قمری در خانه او پناه گرفته بود.
    نام ترکی شیخ محمد بالغجی سندی بر هویت ترک آذربایجان است
    حتما می دانید که ملک اشرف چوپانی نوه امیرچوپان سولدوز می باشد . سولدوز یا نقده از نام امیر چوپان اقتباس شده است. برادر بزرگ ملک اشرف شیخ حسن چوپانی است که به گفته حافظ ابرو بسیاری از عمارات و باغها و بناها و مدارس را در تبریز ساخت و مسجد استاد شاگرد تبریز یکی از آنهاست.
    در تبریز کوی دمشقیه که مردم عامی آن را جوموش قیه تلفظ می کنند، مربوط به وزیر ایلخانیان یعنی دمشق خواجه، پسر امیرچوپان و برادر ملکه ایران یعنی بغدادخاتون است. حافظ ابرو به مقبره شاهان و وزیران آذربایجان در جوموش قیه اشاره کرده است.

  • آذربایجان

    خواندامیر نام شیخ محمد بالغجی را در فصل های دیگر کتاب تاریخ حبیب السیر به صورت شیخ محمد بالقچی نوشته است که کاملا گرامر ترکی آذربایجانی در نام این مرد آذربایجانی اهل خوی در قرن ۸ مشهود است.
    از مهمترین افرادی که در جوموش قیه یا دمشقیه تبریز مدفون هستند، به گفته حافظ ابرو و خواندامیر، شیخ حسن ایلکانی را می توان نام برد.
    یکبار که در جوموش قیه گردش می کردم محض امتحان از جوانان و پیرمردان تاریخ جوموش قیه را پرسیدم هیجکدام نه از شاهان دفن شده در آنجا و نه از وجه تسمیه آنجا چیزی نمی دانستند. اینها ریشه در ضعف نظام آموزشی و بیگانه بودن کتب درسی با فرهنگ بومی آذربایجان است

  • آذربایجان

    خواندامیر در تاریخ حبیب السیر می نویسد:
    لشگر کشیدن ملک خزر بجانب آذربیجان و شهادت زید بن علی بن الحسین رضوان
    اللّه علیهم در ایام حکومت هشام (متولد ۷۲ قمری) بوقوع پیوست.
    این سندی دیگر بر حضور ترکان در آذربایجان سده ها پیش از سلجوقیان است

  • آذربایجان

    خواندامیر حضور ترکان در صدها سال پیش از سلجوقیان در آذربایجان را چنین وصف کرده است:
    در سنه اثنی عشر و مائه (۱۱۲ قمری) ملک خرز بمدد و معاونت پسر خاقان با سپاه
    بیپایان از راه دربند شروان متوجه آذربیجان شد و جراح بن عبد اللّه که حکومت آن ولایت تعلق بوي میداشت باستقبال روان
    گشت و در موضعی که آب کر و آب ارس بهم میپیوندد تلاقی فریقین دست داده شکست بر اهل اسلام افتاد جراح با بسیاري از
    مسلمانان شهید شدند و اینخبر بهشام بن عبد الملک رسیده سعید بن عمرو الجرشی را با سپاه بلا انتها نامزد قتال اتراك بیباك
    گردانید و سعید بعد از قطع منازل به بیلقان نزول نموده

  • آذربایجان

    خواندامیر حضور ترکان خزر در آذربایجان عصر هرمز پسر انوشیروان معروف به ترک زاد را چنین توصیف کرده است :
    ترکان دشت خزر از دربند شیروان گذشته در ارمنیه و آذربایجان دست بغارت و تاراج برآوردند….و غرض اتراك دشت خزر ازین یورش احراز مال است
    این سند به همراه صدها سند دیگر چون بلعمی و طبری و ابن خرداد و مسعودی و غیره نشان می دهد که سلجوقیان اولین و آخرین ترکانی نبودند که به آذربایجان آمده بودند. خزرها، هون ها، برتاس ها، آلان ها، سکاها، ماساژت ها، ساناتروک های اشکانی.، بلغارها، تررها… هزاران سال پیش از سلجوقیان به آذربایجان آمده بودند و نظریه سفیهانه و نژادپرستانه حذف ترک از آذربایجان پیش از سلجوق با عقل و بی شمار شواهد مستند در تضادی آشکار است

  • آذربایجان

    یاقوت حموی در معجم البلدان پایتخت ترکستان را کوشان نامیده است. حموی می گوید ترکان نژادهای گوناگونی دارند و هنوز کسی که بتواند همه طوایف و نژادهای گوناگون ترک را گرد هم بیاورد یافت نشده است. یاقوت حموی می نویسد:
    از اردشیر نقل است که گفت زمین چهار بخش است : یکی سرزمین ترکستان که در میان باختر هند تا خاور روم است…
    این همه سفسطه و تاریخ سازی با این یک جمله یاقوت حموی باد فنا می رود :))

  • آذربایجان

    سبئوس مورخ عصر ساسانیان در کتاب بسیار بااهمیت “تاریخ سبئوس” از حضور هون ها یا ترک ها در آذربایجان زمان خسرو پرویز چنین یاد کرده است:
    they reached the land of [Caucasian] Aghbania/Aghuania,heading for the Huns [48] and, after crossing the river called Kur, they encamped on the riverbank.
    [The Huns] also reached the river and encamped on the opposite side. And as soon as [the rebels realized]that they could not trust the Huns’ camp, they requested an oath from the Byzantine emperor and went into his service.
    ترجمه:
    آنها به سرزمین آقبانیا/آغوانیا (همان آلبان یا آذربایجان کهن) رسیدند و به سمت هونها (ترکها) پیش رفتند و پس از گذشتن از رودخانه کر در ساحل رود کر اتراق کردند. هونها (ترکها) هم به رودخانه کر رسیدند و در سمت مقابل آنها اتراق کردند. وقتی شورشیان متوجه شدند که نمی توانند به کمپ هونها اعتماد کنند آنها با امپراطور بیزانس ترکیه پیمان بستند و به خدمت وی رفتند.

    کتاب تاریخ سبئوس، مورخ عصر ساسانیان، ثابت می کند که قریب به هزار سال پیش از سلجوقیان برای حیات ترک در آذربایجان سند موثق وجود دارد.

ارسال دیدگاه