نظر ولتر، پلینی و راولینسون در مورد سکاها و مادها

دوستان بسیاری هستند که در مورد مقالات منتشر شده در سایت قیزیل قلم به ارائه نظرات خود و برخی از صاحب نظران می پردازند. ضمن تشکر از این دوستان، نظر یکی از خوانندگان عزیز سایت، نظرات جالبی را ارائه فرموده اند که مجموع این نظرات را گردآوری کردیم و در اینجا تقدیم خوانندگان گرامی عرضه می کنیم. این نظرات در مورد تاریخ سکاها آورده شده اند:

نظر ولتر:
the art of writing, this art was unquestionably, not likely to be less unknown to the Scythian ogus – kan, called by the Persian and Greeks Madies who conquered a part of Europe and Asia long before the regin of Cyrus.

ترجمه:
هنر نوشتن، این هنر بدون شک ، نزد ایغوز خان سکایی کمتر ناشناخته نبود . سکاییانی که توسط یونانیان و پرشین ها ماد نامیده می شدند. او بخشی از اروپا و آسیا را خیلی پیشتر از حکومت کوروش فتح کرده بود

ولتر در مورد ترکها می نویسد:

the Turks formerly inhabited a country beyond mount taurus and the imaus, and at a great distance, it is said , from the river Araxes. they were comprehend amongst those tartars, who by the antieants were called scychians

ترکها از پیش در اطراف کوه تاوروس (در ترکیه امروزی است) و کوه ایمائوس ( همان هیمالیای امروزی) در یک مکان وسیع از کنار رودخانه ارس زندگی می
کردند انها جزو تاتارهایی محسوب می شوند که در قدیم سکا نامیده می شدند

 

ولتر در مورد سکاها می نویسد:

ancient sycthians, who were afterwards called tatars, and whom we distinguish by the name of tartars, from tatarkan one of their greatest princes

سکاهای کهن، همانها که بعدها تاتار نامیده شدند و ما انها را با نام تاتار
که از نام شاهزاده بزرگی به نام تاتارخان اشتقاق یافته است می شناسیم

نظر ولتر این است که مادها همان سکاها هستند و سکاها تاتار و ترک هستند.

نظر پلینی بزرگ در مورد سکاها:

پلینی بزرگ در زمان اشکانیان زندگی می کرد و در کتاب ارزشمند جغرافیای طبیعی چنین نوشته است:
The multitude of these sythian nations is quite innumerable. In their life and habits they much resemble the people of parthia. The tribes among them that are better known are the sacae
ترجمه:
تعداد این ملت سکاها بی شمار است. انها در زندگی و عادات به هم شبیه هستند و بسیار به پارتهای اشکانی شبیه هستند.
پلینی از اقوام مختلف سکایی نام می برد که داها و ماساژت و خوارزم و اسدونز (قرقیزستان)، آماردی (اطراف خزر)، …
نام برخی از سکاها به گفته پلینی چنین است:
the Sacæ, the Massagetæ, the Dahæ, the Essedones, the Ariacæ, the Rhymmici, the Pæsici, the Amardi, the Histi, the Edones, the Came, the Camacæ, the Euchatæ, the Cotieri, the Anthusiani, the Psacæ, the Arimaspi, the Antacati, the Chroasai, and the Œtei; among them the Napæi
پلینی بزرگ از کیمیری ها ،گرجی ها، امازون های سرمتی ، کاسپی ها، …به عنوان سکا نام می برد
چند تا از سکاهای آذربایجان را که بسیار وحشی و خشن بودند چنین نام می برد:
Silvi
Lubieni
Diduri
Sodii
سکاهای گرجستان از زبان پلینی:
Suani
Valii

 

نظر پروفسور راولینسون راجع به سکاها کسی که اولین بار خط میخی را رمزگشایی کرد:
The cuneiform inscriptions of Ar- menia, Azerbijan, and Elymais are in Scythic or Turanian dialects. The third column of the trilingual inscriptions of the Zagros range is also Sythic. On the various grounds for regarding the ante- Arian inhabitants of these parts as Scyths
راولینسون:
کتیبه های خط میخی ارمنستان، آذربایجان، عیلامیان به زبان سکایی یا تورانی است. ستون سوم در خطوط سه گانه دامنه های زاگرس به زبان سکایی یا تورانی است. بسترها و دلایل مختلفی برای وجود سکاهای تورانی پیش از امدن اریایی ها به غرب وجود دارد
درست است. او گفته که عیلام و ارمنستان و زاگرس و … پیش از اریایی ها سکای تورانی بود
نظر پروفسور راولینسون راجع به زبان سکایی و ترکی کتیبه بیستون:
The caharacter which has hitherto been denominated the median is peculiar to the trilinguard inscriptions of persia. It is a very high degree of interest … the nation to which its language may be assignable. As it is met with wherever the alchaemenian monuments extend, at perspolis, hamadan, behistun, and van and also on those delics of achaemenian rule which still exist in egypt or which of egyptian manyfacture. The inference inevitable, that the people to whose tongue it was appropriated must have constituted, under the aechemenian dynasty, one of the great divisions of the persian empire
And as we also find the tablets upon which it is engraved occupying a middle place , either in actual position or in relative convenience , between the original and vernacular records on the one side and the semetic transcripts on the other, we may further argue that this great popular division was inferior to the native and then dominant persian, but superior to the conquerd babylonian. An indication of so plausible and direct a nature immediately leads us to the medes
راولینسون پس از تحلیلهای زبانشناسی زبان ماد را چنین توصیف می کند:
It alpears to me that in many points of orthography which i have thus noticed, the structre of the so called median alphabet exhibites a very close affinity to that of the babilonians , and it is presisely in those points that the departure from a semitic type is most observable and that both the one organization and the other approach more nearly to a scythic or allophylian character
راولینسون در ادامه معرفی زبان سوم موجود در کتیبه بیستون یعنی زبان مادی می نویسد:
The particles are frequently the very same as those which are employed in mosern turkish. The pluralizing particles are also nearly similar , and i oercieve an occational introduction of a tartarian ground
ترجمه :
ویژگی هایی که تاکنون مادی نامیده شده به صورت خاص در کتیبه ۳ زبانه بیستون قابل مشاهده است. این خیلی جالب است بدانیم که این زبان سوم متعلق به کدام ملت است. این زبان همواره در کنار اثار پارسی باستان دیده می شود. در پرسپولیس، همدان، بیستون، وان و اثار باقی مانده از حاکمان هخامنشی در مصر یا در اثار مصر دیده می شود.
استنباط غیرقابل اجتناب نسبت به ملتی که این زبان مختص انهاست این است که انها تحت فرمانروایی هخامنشیان هستند و یکی از بزرگترین بخشهای امپراطوری پارس را تشکیل می دهند. و چون ما زبان مذکور را در الواحی یافتیم که جایگاه وسط را دارد، یعنی بین زبان اصلی و مادری (پارس) از یک طرف، و زبان سامی (بابل) از سمت دیگر، ما می توانیم استدلال کنیم که این ملت بزرگ نسبت به ملت حاکم فروتر و نسبت به بابل فتح شده فراتر است. این ویژگیها مستقیما ما را متوجه مادها می کند
ترجمه:
به نظر من در نکات زیادی مثل املا و نگارش ساختار الفبای مادی شباهت زیادی به الفبای بابلی دارد. دقیقا در همان نکات است که از زبان نوع سامی جدا می شود. زبان مادی هم از لحاظ ساختار و هم از لحاظ روش بسیار به ویژگی زبانهای سکایی یا غیرهند و اروپایی نزدیک است
ترجمه:
اجزای زبان مادی غالبا عین انهایی است که در زبان ترکی مدرن شاهد ان هستیم. اجزای جمع بستن در ترکی و مادی یکسان است. من یک بستر تاتاری در زبان مادی می بینم
راولینسون که با الواح مختلف در نینوا و پرشیا و مصر و غیره از نزدیک اشناست، زبانهای میخی الواح را چنین دسته بندی کرده:
الف)بابلی اولیه و بابلی هخامنشی
ب) ماد _ اشوری (سکا و ترکی)؛ اشوری
ج) ایلامی
 

پروفسور راولینسون:
یکی از مهمترین ویژگی های سکایی و ترکی زبان مادی کتیبه بیستون به گفته راولینسون به ساختار زبان مربوط است. در زبان مادی نحوه چینش کلمات و حروفات صدا دار و بی صدا از نظام زبانی ترکی تبعیت می کند
راولینسون می گوید من در کتیبه بیستون و زبان مادی ان به کلماتی برخورده ام که بی شک ترکی هستند
شیوه جمع کلمات کتیبه بیستون از نظام زبانی سکایی و ترکی تبعیت می کند

 

 

 

ویژگی های زبان مادی از منظر راولینسون:
از لحاظ ریشه ترکی است
از لحاظ واژگان ترکی است
از لحاظ ساختار و نظم ظهور واژگان صدا دار و بی صدا ترکی است
از لحاظ خط توسعه زند است.
از لحاظ گرامری به سانسکریت باستان شبیه است
in many of the essential characteristics of language, the so-called Median organization is of the Soythio type. In the employment of post- positions and of pronominal possessive suffixces the coincidence is striking; while in the declension of nouns, not merely are postfixod particles substituted for casual inflexions, but the particles arc frequently the very same as those- which aro employed in modern Turkish. Tlio pluralizing particles aro also nearly .similar, and I perceive an occasional introduction of a Tartarian gerund
درست است که بحث راولینسون راجع به ویژگی های ترکی زبان مادی خیلی تخصصی است ولی همینقدر بدانیم که پیشوندها پسوندها ضمایر هجاها … همه ویژگی های مشترک زبان ماد با ترکی است

 

 
منابع
The Persian Cuneiform Inscription at Behistun
philosophical dictionary / Voltaire
an essay on universal history

 

 

ارسال دیدگاه