نژاد پرستی / دكتر ناصر فكوهي

آنچه در مساله نژاد‌پرستی کمتر اهمیت را دارد، «نژاد» یا گروه و جماعتی‌ای است که به ظاهر از آن دفاع شده و ادعا می‌شود در خطر است: چندان مهم نیست که نژاد پرستانی که ما ازَ آنها سخن می‌گوییم، سفیدپوستان آمریکایی باشند که معتقدند خطر مهاجمان و تروریست های عرب و مسلمان «نژاد» آنها را تهدید می کند، یا برای نمونه نژادپرستان فرانسوی یا آلمانی که از خطر عرب‌ها و ترک ها برای فرهنگ فرانسوی و آلمانی دم می‌زنند، و یا در نهایت «ایرانشهری»های خودمان که دلنگران خطر یورش مجدد «اعراب» به پاکی ادعایی نژاد آرایی‌شان باشند. در واقع آنچه موضوع بحث را می سازد و ایجاد پارانویا می‌کند نه یک «نژاد» یا «گروه» قومی و زبانی «مورد تهدید» و ادعایی بلکه نفرت از یک گروه بیرونی است و تبدیل این نفرت به عاملی برای بسیج و گردآوردن افراد ضعیف یا مزدور (یا هر دو) . سوء استفاده از این افراد برای رسیدن به مقاصد اغلب سیاسی . مساله، یک «دیگری» است که همه چیز قرار است بر سر او خراب شود و هر بهانه ای مناسب است تا او را به جرم گناهانی که خودمان مرتکب شده‌ایم، محکوم کنیم. بدین ترتیب است که نظریه‌پردازانی پیدا می شوند که با سرو ظاهر روشنفکر و فیلسوف و دانشمند تریبون‌ها را (با برنامه ریزی دقیقی)به دست می‌گیرند تا علیه اقوام و گروه های دیگر صحبت کنند تا عقب ماندگی خودشان و سیستمی را که از آن دفاع می‌کنند را بپوشانند، و مردمان و آدم‌های ضعیفی که عموما از لحاظ عقلانی از درک جهان مدرن عاجزند و این سخنان ساده‌انگارانه را می پذیرند و واقعا قبول می‌کنند که دلیل مشکلات فرضا کشور ما در حضور مهاجران افغان یا در وجود تعلق این یا آن گروه به هویت و فرهنگ مادری خویش است. هر روز شاهد حادثه و آتشی هستیم که بدین ترتیب افروخته می‌شود و همین اواخر نمونه از آن را در تحریک کسانی دیدیم که تلاش کردند با ساختن برنامه‌های تلویزیونی مشکوک، گروهی از مردم ایران (عرب های خوزستان) را تحقیر کنند. اما مساله همیشه یک چیز است: استفاده ای ابزاری یا سوء استفاده سیاسی در بدترین شکل آن از یک موقعیت یا یک تمامیت تخیلی به نام «قوم» ، «ملت» ، «فرهنگ» ، «زبان » مرجع، برای ایجاد انحراف در افکار عمومی و سوق دادن آین افکار از دلایل اساسی مشکلات به سوی این و آن دشمن فرهنگی ساختگی.

ارسال دیدگاه