اساطير آذربايجان – ۱ / م. کریمی

   اساطير ملل همواره آميزه­اي از افسانه‌ها و حقايقي از تاريخ است كه از خلاقيت انسانها توان گرفته و قهرماناني خارق العاده آفريده ­اند. قهرماناني كه در مزرعه ي تاريخ پرورش يافته و از خلاقيت توده‌ها چنان تواني يافته­اند كه از عهده ي مبارزه با موجودات پليد و شيطاني چون ديو و اژدها برآمده و از آمال و آرزوهاي مردم دفاع كرده اند و آنان را به سوي خوبي، نيكي، شادي و نور رهنمون گشته اند. اسطوره‌ها نشانگر افكار و انديشه‌هاي بلند مردمي است كه با آرمانهاي والا طلبي به مبارزه عليه پلشتي ها و پليديها برخاسته­اند. مي­دانيم كه هيچ افسانه و داستاني بي­معني و بيهوده نيست، بلكه داراي عناصري از حقايقند كه با گذر زمان در ذهن و انديشه­ي مردم زنده مانده است. در اين داستانها مبارزه­ي دايمي نور با ظلمت، خودي با بيگانه، خير با شر، عدل با ظلم، راستي با كژي، خوبي با بدي در جريان است. اين آثار بازتابي از آرمانها و ايده آلهاي مردمان سخت كوش و خيرخواه است. بي­ترديد شناخت اين ميراث گرانقدر فرهنگي، راه را براي شناخت صحيح تاريخ و ملل هموار مي­سازد.[۱]

   به جرأت مي­توان گفت اين داستانها حقايق تاريخي­اند اما در هيچ منبع تاريخي اثري از آنها نيست. تاريخي است كه با چشم خلق قابل مشاهده و با روح خلق قابل لمس و احساس است و مطمئن تر از هر كتاب تاريخي، افكار، عقايد و روحيات مردم را نشان مي­دهد زيرا از اغراض و امراض مورخان و دستور دهندگان آن در امان بوده، سينه ­ي مردم محل نگهداري آن بوده است به طوري كه قريحه و خلاقيت مردم، آن را بارورتر كرده و تصويري شكوهمند از پيكار انسان با نيروهاي شر خلق كرده است.

   اسطوره‌ها سرمايه­اي فرهنگي و تجربه­ ي بزرگ انساني است. آثار شكوهمندي كه همواره در آن خير بر شر چيره است و آرمانها و ايده آلهاي انساني تفوق دارد.

   اساطير خلقها از همديگر الهاماتي گرفته اند. افسانه ي سام در شاهنامه را مي­توان در افسانه­ي «آسنا»ي تركي يافت. داستان رستم و سهراب را در افسانه‌هاي كوراوغلو مي­بينيم، داستان حضرت مريم را در «آلان قوا» به وضوح مي­بينيم. خويشاوندي اساطير يوناني با اساطير تركي غير قابل انكار است و بسياري از افسانه‌هاي پارسيان شباهتهاي زيادي با افسانه‌هاي تركان دارد. تپه­گؤز در دده قورقود با داستانهاي هومر قابل قياس است و حتي ادعا شده است كه هومر از داستانهاي دده قورقود بهره گرفته است.در هر حال اگر اين سخن صرفأ ادعا هم باشد عناصري از حقيقت در آن نهفته است. [۲]

     بي ترديد اساطير هر ملتي نشأت گرفته از تاريخ، روحيات، فرهنگ و آرمانهاي آن ملت است و چه بسا تاريخ خود آنان است كه پرشاخ و برگ گشته و چهره‌هاي تاريخي به صورت اغراق آميز در اسطوره‌ها تجسم يافته­اند. ما در اين جا به بررسي برخي از اسطوره‌هاي تركان آذربايجان مي­نشينيم.

   اساطير آذربايجان نيز همچون تاريخ و فرهنگ آن چنان گسترده، عميق، پر رمز و راز است كه براي شناخت آن مي بايست با تمدنهاي باستاني اين منطقه از ۷ هزار سال پيش تا آمدن قبايل بعدي در هزاره‌هاي بعدتر و آمدن آرياييها و ديگر اقوام مهاجم آشنا شد. اين بخش از فرهنگ آذربايجان آميخته­اي از فرهنگ قبايلي است كه در اين سرزمين سكونت يافته و تمدنهايي از خود به يادگار نهاده­اند. آثاري كه در دست است نشان از تمدني ۷ هزار ساله دارد. كتيبه‌هاي به دست آمده در جاي جاي آذربايجان كه مربوط به  سده‌هاي سوم و چهارم پيش از ميلاد است به عنوان منبعي انكارناپذير از غناي فرهنگي منطقه است. ادبيات شفاهي مردم اين سرزمين با اين گستردگي و غنايي كه در ادبيات جهان كم نظير است منبع صديق ديگري بر اين غناست. كتاب جاودانه و ارزشمند دده قورقود كه در ايران نوشته شده است يكي ديگر از منابع پربار فرهنگ آذربايجان است. اين اثر كه بالغ بر ۱۲ داستان حماسي، عشقي است به زندگي و مبارزات قهرمانان اسطوره­اي آذربايجان مي­پردازد و چهره‌هاي زيبايي از عشق، قدرت، خلاقيت، مبارزه و پيروزي حق بر باطل را نشان مي­دهند. اين اثر در ميان آثار كلاسيك جهان حايز اهميت چشمگيري است هر چند كه در سده­ي پيشين به عالم ادبيات شناخته شده است اما توجه همه­ي انديشمندان و فرهيختگان فرهنگ و ادب جهان را به خود معطوف داشته است.

   در كنار كتاب دده قورقود، منبع عظيمي از اساطير آذربايجان وجود دارد و آن منظومه‌هاي آذري[۳] است. صدها منظومه آذري كه راويان توانمندي چون اوزانها و آشیقها به سرايش و روايت آن پرداخته اند گنجينه­ي گرانبهايي است كه هنوز تحقيقات علمي گسترده با امكانات دانشگاهي بر روي موضوعات و شخصيتهاي آنها انجام نگرفته و هنوز يك از دهها رمز و راز فرهنگ آذربايجان گشوده نشده است.

  ما ابتدا به شناختي سطحي از چهره‌هاي اسطوره­اي و داستانهاي حماسي مبادرت نموده و سپس به بررسي زواياي مختلف آن خواهيم پرداخت. پس سخن را كوتاه كرده به اصل موضوع مي­پردازيم.

  آذربايجان سرزمين رازها و شگفتي هاست. اين شگفتي و راز در تاريخ و جغرافياي اين سرزمين نهفته است. سرزميني پر از كوههاي سر به فلك كشيده و پوشيده از برف، با دامنه‌های سرسبز و زيبا، درياي جوشان و خروشان به همراه پهن دشت وسيعي با انواع عوارض و نعمات طبيعي. اقليم جغرافيايي به ناچار بر فرهنگ مردم تاثير مي گذارد. قرار گرفتن آذربايجان در سر راه جاده ي ابريشم و محل تلاقي آسيا و اروپا، سبب تماس و برخورد فرهنگهاي مختلف بوده است. هر يك از اين فرهنگها داراي اسطوره‌هاي خاص خود بوده اند و اين ديار پلي ميان فرهنگ شرق و غرب بوده و پذيراي فرهنگ آنان نيز بوده است بنابراين غناي فرهنگي اين سرزمين از اين نظرگاه قابل تبيين است.

  اسطوره بخشي از فرهنگ مردم است كه به نگاه مردم نسبت به خدايان و قهرمانان ايزدي مي­پردازد و بستر تقويت و رشد باورهاي مردمي است. اين بخشي از اسطوره را تشكيل مي­دهد. باور مردم درباره­ي آفرينش انسان و كائنات پايه‌هاي اساسي اسطوره را مي­سازد. آذربايجان خاستگاه گؤگ­تانري، دين زردشت، شامانيزم و… بوده است. بي ترديد دين و اساطير هيچ ملتي جدا از بافت تاريخي آن قابل دريافت نيست و تاريخ هر ملت در باروري و پرورش اسطوره‌ها نقش بسزايي دارد. اما تاريخ آذربايجان هنوز در هاله­اي از ابهام و تناقض گويي هاي محققان فرو رفته است. هنوز حقايق مورد قبول همگان نيست. بي­شك با حلاجي اسطوره‌ها، دين و فرهنگ مردم، راه براي دريافت تاريخ حقيقي مردم اين سرزمين گشوده خواهد شد.

ادامه دارد

[۱] م. كريمي، نگاهي به اساطير آذربايجان، اميد زنجان، شماره هاي ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۵، ۱۱۶٫

[۲] در اين زمينه اشاره به دو كتاب ارزشمند از دانشمندان آذربايجاني ضروري است:

   الف) رحيم رئيس­نيا، كوراوغلو در افسانه و تاريخ، تبريز، ۱۳۶۸٫

   ب) بهروز حقي، جهان بيني حماسة كوراوغلو، برلن، ۱۳۶۷٫

[۳] م. كريمي، منظومه­هاي آذري، تهران، ۱۳۵۴٫

ارسال دیدگاه