تُرکی؛ جامه ای فاخر یا عاریتی!؟ / زنگانلی آرار

 
می گویند: زبان ترکی، جامه ای است عاریتی که بر شما آزربایجانیان تحمیل شده است! می گوییم: بسیار خب! چه کسانی این جامه ی عاریتی را بر ما تحمیل کرده اند؟ می گویند: مغولان و ترکان! می گوییم: چرا؟ چگونه؟ و با کدامین امکانات؟ می گویند: با پهن کردن بساط حاکمیت در آزربایجان! عجیب است! آیا این علّامه های دهر، خبر ندارند که اولاً: نه تنها در آذربایجان بلکه در سرتاسر ایران، حتی یک روستای مغول زبان یافت نمی شود! در ثانی: بر طبق ادعای ترویج زبان ترکی توسط مغولان(!)، منطقی تر آن است که مغولان، زبان مغولی و نه ترکی را بر آذربایجان تحمیل می کردند، حال این که زبان ترکی آزربایجانی هیچ قرابتی با زبان مغولی ندارد! بنابراین این ادّعا، به خودی خود از درجه ی اعتبار ساقط می شود. چراکه بر هیچ اصل علمی، عقلی و منطقی استوار نیست. نکته ی دیگر این که قلمرو حکومتی ترکان و نیز مغولان، تنها محدود و منحصر به آذربایجان نبوده است؟! مگر جز این است که ترکان غزنوی شهر غزنین در قلب افغانستان، و ترکان سلجوقی شهرهای نیشابور و ری و اصفهان و ترکان افشاری، شهر مشهد و قاجارها نیز تهران را به پایتختی برگزیده بودند! براستی چرا ساکنان شهرهای مزبور، زبان ترکی، این به اصطلاح جامه ی عاریتی را به عاریت نگرفتند و این سوغاتیِ به قولی دردسرساز! سهم آذربایجان و آذربایجانی گردید!؟ علاوه بر این مگر جز این است که خیلی از پادشاهان و حکومتگران ترک در ایران(به اعتراف دشمنان زبان ترکی) بیشترین همِّ خود را صرف گسترش و شکوفا نمودن زبان فارسی نموده اند؟از این مورد که بگذریم باید گفت: تاکنون هیچ مدرکی دالِّ بر تحمیل زبان ترکی یا مغولی از سوی حکومتگران ترک و مغول(که از قضا در برخورد با فرهنگ ها، اقوام و مذاهب گوناگون سیاست تساهل و تسامح را در پیش می گرفتند.) بر مردم مناطق مفتوحه، من جمله ایران و آذربایجان یافته نشده است. در ثانی مگر همین ترکان نبودند که علاوه بر ایران، در کشورهای چین و هند و روسیه و مصر و شام و اروپا و شمال آفریقا بساط مملکتداری پهن نمودند و مدتهای مدید بر ملل گوناگون فرمانروایی کردند؟! براستی چرا جامه ی عاریتی مزبور را بر آن ملل تحمیل ننمودند؟! مگر همین ترکان عثمانی و همسایه های دیوار به دیوار ما، که از قضا از نسل سلاجقه و ترکان اوغوز به شمار می آیند، بیش از شش قرن بر بخشهای وسیع، حاصلخیز و استراتژیکی از سه قاره ی آسیا، اروپا و آفریقا، حاکم نبوده اند؟! مگر نه این است که تمامی کشورهای عرب، روزگاری جزء استانهای این امپراطوری جهانی به شمار می آمدند؟ خب، امروزه مردمان کدام یک از کشورهای مزبور به زبان ترکی تکلم می کنند؟! نتیجه این که یا زبان ادعایی پیشین آزربایجان که به قول بعضی ها جایش را به ترکی به قول حضرات، تحمیلیِ ما داده است، زبانی ضعیف، ناتوان، شکننده، ناکارآمد و به درد نخور بوده است که در برابر هجوم زبان به اصطلاح عاریتی و در عین حال مستحکم، قوی، توانمند و قانونمند ترکی، خود را باخته و از میدان به در شده است و یا این که برچسبِ عاریتی و تحمیلی و مهملاتی از این دست، چیزی نیست جز ساخته و پرداخته ی اذهان بیمار، متوهّم و مالیخولیایی دشمنان ترک ستیز و قسم خورده ی زبان ترکی، که نزدیک به یک سده، با بسیج کلیه امکانات دولتی و غیردولتی خویش و به لطائف الحیل( من جمله ممنوع کردن آموزش و تحصیل به زبان ترکی) در صدد محو و نابودی آن آیت الهی و میراث بشری برآمده اند. نتیجه این که زبان ترکی آذربایجانی علی رغم تبلیغات و القائات سوء، مخرّب و دامنه دار ترکی ستیزان، نه یک جامه ی تحمیلی و عاریتی، بل جامه ای فاخر و برازنده ی آذربایجان و آذربایجانی می باشد. البته این حقیقتِ اظهر من الشمس، از لابلای اسناد و شواهد متعدد و متقن تاریخی نیز قابل اثبات بوده و می باشد. کما این که به کرّات از سوی عالمان و پژوهشگران آذربایجانی و غیر آذربایجانی به اثبات رسیده است. اینک به عنوان حسن ختام، سخنم را با بیتی تأمّل برانگیز (در رابطه با موضوع مورد بحث)از حکیم نظامی گنجوی می آرایم، که می فرماید: «پدر بر پدر مر مرا تُرک بود، به فرزانگی هر یکی گرگ بود.»
۲۵/۱۱/۹۶-زنگانلی آرار

 

ارسال دیدگاه