نگاهی گذرا به جایگاه زبان ترکی از نگاه سیاحان / حسن رفیعی

زبان ترکی به عنوان یک زبان بین المللی و یکی از سه زبان اصلی جهان اسلام، جایگاه ویژه و قابل اعتنایی در دنیای گذشته و معاصر به خود اختصاص داده است. جهت کسب آگاهی از موقعیت و جایگاه زبان ترکی در آزربایجان و ایران طی قرون گذشته، علاوه بر مراجعه به اسناد محکم و شواهد غیرقابل انکار از استقرار و حضور دیرپای و اکثریتی ترکان در آزربایجان، که از سده های پیش و پس از اسلام در دست می باشد و بعضاً در فضای مجازی نیز از جانب قلم های مختلف به اشتراک گذاشته شده و می شود، مراجعه به نوشته های سیاحان و جهانگردان قرون گذشته نیز خالی از لطف نخواهد بود. اولیاء چلبی سیاح نامدارِ ترک که در تاریخ۱۰۵۰ه.ق از تبریز دیدن کرده است، در مورد زبان مردم تبریز در آن عصر می نویسد: مردم این شهر به لهجه بخصوصی صحبت می کنند. وی سپس نمونه ای از جملات زبان مردم تبریز را ارایه داده می نویسد: مثلاً می گویند:«هله تانیمه میشم» یعنی هنوز نشناخته ام.( اکرم بهرامی« دماوندی»، تبریز از دید سیاحان خارجی در قرن هفدهم، تهران، ۲۵۳۶شاهنشاهی«۱۳۵۶ش»، ص۸۲)ناگفته پیداست که جمله نقل شده توسط اولیاء چلبی، به زبانی جز زبان ترکی آزربایجانی بیان نشده است. در همین رابطه پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی که در دوره صفویه از اصفهان دیدن نموده است در نامه ای که به دوستش«ماریو اسکیپانو» به تاریخ دسامبر۱۶۱۷نوشته است، چنین می گوید:«در ایران عموماً بیشتر به ترکی سخن گفته می شود تا فارسی، مخصوصاً در دربار و بین بزرگان رجال…غلامان شاه هم که از اقوام مختلف اند بیشتر به ترکی سخن می گویند، از این رو نه تنها امرا در امور مربوط به قشون بلکه خود شاه هم که بیشتر اوقاتش را در میان آنان بسر می برد، برای تفهیم مطالب خود به ترکی سخن می گوید و در نتیجه این زبان در تمام دربار و بین زنان و دیگران رواج یافته است.»(مقاله ی زبان ترکی در دربار صفوی در اصفهان، نوشته پروفسور تورخان گنجه ای، به نقل از کتاب ترکان و بررسی تاریخ، زبان و هویت آنها در ایران، اثرحسن راشدی، تهران، نشر اندیشه نو، ۱۳۸۶،ص۲۵۰)دلاواله سپس ادامه می دهد که زبان ترکی در میان طبقات، آن چنان معمول بوده که می توان گفت زبان عامه بوده است.(راشدی،پیشین) دلاواله که خود به زبان ترکی مسلط بوده است علاوه بر سرودن قطعه شعری به زبان ترکی، در سال۱۶۲۰م کتابی درباره دستور زبان ترکی تألیف نموده و در مقدمه ی کتاب مزبور جایگاه ممتاز و اهمیت آن زبان در امپراطوریهای صفوی و عثمانی را مورد تأکید قرارداده است.(پیشین، ص۲۵۱)آدام اولئاریوس آلمانی از دیگر سیاحان اروپایی است که در عهد صفوی از اصفهان و دیگر شهرهای عهدصفوی دیدن نموده است. وی که در حدود دوسال در قلمرو صفویان اقامت داشته است، در خصوص جایگاه ممتاز زبان ترکی در آن روزگار می نویسد:«زبان ترکی به قدری در دربار اصفهان اهمیت دارد که آن جا به ندرت یک کلمه فارسی به گوش می خورد. همو در ادامه از اشعار خوب ترکی و فارسی رایج در امپراطوری صفوی یاد نموده، اسامی شاعران ترک از قبیل نسیمی، نوایی و فضولی را در ردیف فردوسی و حافظ و سعدی می آورد و در نهایت ضمن اشاره به جایگاه زبان ترکی در بین قوم فارس، می نویسد: فارسها با شور و شوق زیادی ترکی یاد می گیرند.( پیشین، ص۲۵۱و۲۵۲) اما شاردن، دیگر سیاح اروپایی که در ایام مورد بحث و به مدت شانزده سال در کشورمان اقامت داشته است، در خصوص موقعیت زبان ترکی می نویسد:از ابهر به بعد است که زبان فارسی به گوش می خورد، در حالی که تا آنجا عموماً زبان ترکی است.(همان منبع، ص۲۵۲) جالب این که آن گونه که پیشتر ذکر گردید، برخی از سیاحان اروپایی مثل دلاواله، رافائل دومان، کمپفر و … به دلیل نقش تأثیر گذار زبان ترکی در مناسبات سیاسی و فرهنگی و بهره گیری از ظرفیت زبان ترکی برای گسترش مسیحیت، نسبت به یادگیری و حتی نوشتن آثاری به زبان ترکی اهتمام ورزیده اند. در همین راستا و به عنوان نمونه، رافائل دومان، رساله ای راجع به دستور زبان ترکی به زبان لاتین و نیز کمپفر لغتنامه ای سه زبانه(ایتالیایی، ترکی، فارسی) به رشته تحریر درآورده اند (همان منبع، ص۲۵۴) که این نیز دلیل دیگری بر جایگاه ویژه زبان ترکی در روزگاران گذشته این سرزمین می باشد. اما اسناد و مدارک فراوانی دال بر رسمیت زبان ترکی(البته درکنار زبان های فارسی و عربی) در کشورمان(به ویژه از دوره های مغول، تیموری، آغ قویونلو، قاراقویونلو، صفوی، افشاریه و قاجاریه) موجود است که اشاره بدانها از سوی صاحب این قلم نه تنها تکرار مکررات، بلکه موجبات ملال خوانندگان عزیز فضای مجازی خواهد بود.

بماند که طرح گسترده بحث مزبور در صفحات تلگرامی، از حوصله شبکه مجازی و خوانندگان آن خارج می باشد.

( جهت کسب آگاهی بیشتر از تاریخ زبانها و لهجه های ترکی، آثار علمی و ادبی این زبان و جایگاه زبان مزبور در جهان، رجوع شود به کتابِ سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی، نوشته دکتر جواد هیئت، نشر پیکان)

نظرات

  • آذربایجان

    پیش از صفویان و روی کار امدن شاه اسماعیل صفوی فردی به نام کنتارینی از اهالی ونیز به تبریز سفرکرده و دارای کتابی به نام سفرنامه کنتارینی است. او وقتی از ارمنستان وارد آذربایجان می شود نوشته که چنین مردمانی را در آنجا می بیند:

    از زمانی که لورس (در ارمنستان) را ترك گفتیم و از محلهائی که ذکر کردم گذشتیم درطول راه با تراکمه (ترکمنها)زیادي برخورد کردیم که با خانواده هایشان به جستجوي چراگاه از محلی به محل دیگر کوچ میکردند.
    …در شب به دشتی رسیدیم که اطراف آنرا کوههاي بلندي احاطه کرده بود، و در آنجا به دهکدهاي تركنشین رسیدیم، و مردم آن ما را به خوبی پذیرفتند، و ما شب را در هواي آزاد خفتیم.
    در صبح روز بیست و هفتم ژوئیه پیش از دمیدن آفتاب به راه افتادیم تا از کوه دیگري بگذریم، و به ما گفتند در دامنه کوه از آن
    سوي، دهکده اي تركنشین است که عبور از آن در هنگام روز براي ما خطرناك خواهد بود
    در همین روز هنگام نماز شب به شهر تبریز داخل شدیم. شهر در جلگه مسطحی قرار گرفته است و به وسیله دیوارهاي گلی ملال آوري محصور شده است. در اطراف شهر کوههاي قرمز رنگی قرار گرفته است که به
    Tauri Mountains
    معروف است
    خیلی مهم است بدانید که پیش از امدن صفویان در تبریز چه قومی را این مسافر ونیزی دیده است:
    هنگامی که داخل شهر شدیم، آن را بسیار آشفته دیدیم و با زحمت بسیار به کاروان- سرائی رسیدیم و در آنجا منزل کردیم.
    هنگامی که از میان عدهاي ترك میگذشتیم، شنیدم که میگفتند: اینها سگهائی هستند که قصد دارند بدعتی و شکافی در دین محمدي ایجاد کنند باید این کافرها را تکه تکه کنیم 🙂
    کنتارینی در سفر خود به شماخی آذربایجان و شروان در زمان پیش از صفویان می نویسد:
    برای رفتن به شماخی یک کشیش ترک در گرجستان استخدام کردم تا مرا در شروان و شماخی آذربایجان همراهی کند. او در ادامه می نویسد:
    دربند از شهرهاي شروانشاه است، و در مرز تاتارستان قراردارد. قسمتی از خط سیر ما از مناطق کوهستانی و قسمتی از میان دشتها میگذشت. اغلب در دهات تركنشین بیتوته میکردیم و از
    مهمان نوازي آنان برخوردار میشدیم

ارسال دیدگاه