دکتر مبیّن هیولای تعهد / ابراهیم ساوالان

وزیر بهداشت و درمان، دکتر محمدحسین مبیّن را جهت ارائه توضیحاتی در خصوص درخواستش به حضور طلبید. وقتی دکتر مبین توضیح داد که جذام بیماری بسیار خطرناکی است و قابلیت تکثیر و سرایت در خاک آذربایجان را دارد و هم اکنون مردم شهرهای اهر، خلخال و سردشت را گرفتار ساخته است، وزیری با لحنی آکنده از نفرت پرسید: آیا خلخال همان شهر پیشه وری است؟ مبین گفت: بلی جناب وزیر خلخال شهر پیشه وری و اهر شهر ستارخان است.
آتش نفرت از چشمان وزیر بارید و شاید در دل گفت همان بهتر که گرفتار جذام شوند. اما با رفتاری بزرگوارانه اضافه کرد: بر اساس قانون ما نمیتوانیم برای ریشه کنی یک بیماری که تنها در منطقه ای خاص تکثیر میشود از اعتبار ملی هزینه کنیم . بروید و خودتان کاری بکنید. نگاه وزیر مانند رعدو برقی سراسر وجود مبین را آتش زد. آتشی که باعث شد او همه عمر تخلص شعری خود را شیمشک(به ترکی رعد و برق) انتخاب کند. این جذام نبود که بلای جان مردم شده بود دولتی سخت بیگانه با مردم بود. گاهی نفرت محرکی خوبی است تا به هیولای تعهد تبدیل شود و مبین همان هیولای تعهد بود. او پنجاه سال مبارزه کرد تا دیو جذام را از سرزمینش بیرون کند. هرچند امروز ما از تلاشهای پنجاه ساله مبین با افتخار یاد می کنیم. اما چرا باید دولتی در قبال شهروندان خود آن همه بی تفاوتی نشان دهد تا جذامی که می توانست با اتکا به تعهد مبین و حمایت دولتی ظرف پنج سال ریشه کن شود پنجاه سال قربانی بگیرد.

ارسال دیدگاه