کار آواها

   ما امروز وارث فرهنگی غنی از گذشتگان خویشیم. این فرهنگ دارای ابعاد بسیار گسترده ای است که بخشی از آن را با عنوان فولکلور می ­شناسیم. انسانهای پیشین یا به عبارت صحیح­تر اجداد بزرگوار ما در ازمنه­ ی بسیار کهن، همواره در پشت حوادث طبیعی به دنبال نیروهای غیرعادی و ماوراء طبیعی می­ گشته ­اند. تمامی حوادث چه خوب و چه بد، نشانه­هایی از لطف و شادی، اندوه و خشم از سوی نیروهای نامرئی تلقی می­شدند. این انسان که خود را در برابر این نیروها ناتوان حس می­کرد به کمک تخیل خویش به همین نیروها شخصیت انسانی می­ بخشید و بدینگونه با آنان ارتباط برقرار می­نمود. بر همین اساس خدایانی که ساخته و پرداخته­ی تخیل خودشان بود بوجود آمد و مورد تائید و پرستش انسان ابتدائی قرار گرفت. برای همین هم برای جلوگیری از حوادث بد طبیعی به همان خدایان پناه می­ جست و دعا می­خواند و بدین ترتیب بود که باورهای اساطیری بوجود آمد. ناگفته نماند که همین باورها امروزه شالوده­ی اساسی فرلکلور ما را جان بخشیده است. بنابراین می­توان فولکلور را زاده ­ی ذوق هنری و تخیل قوی اجدادمان در طول قرون متمادی دانست که صد البته با روند رو به تکامل زندگی و درک و دریافت انسانها، ویژگی های خاصی یافته تا به دوران علم و آگاهی رسیده و با آن پیوند یافته است.

   فولکلور، تاریخ نانوشته­ای از سرگذشت و باورهای اجدادی ماست و این گفته که “بدون شناخت فولکلور یک ملت نمی ­توان با تاریخ، فرهنگ و شخصیت آن ملت ارتباط برقرار کرد” کاملا صحیح است. درست است اسطوره­ ها، افسانه­ ها، ترانه­ ها، متلها، منابع زیرساختی در شناخت طرز زندگی، باورها و اعتقادات، آئینها و مراسم مردم در طول تاریخ هستند؛ درست است که داستانها و رمانها، هنرها و آفریده ­های ذوقی و ادبی، حتی تاریخ بدست پیشروان و طبقات باسواد آفریده می ­شوند اما جانمایه­ ی این آثار و علوم نشأت گرفته از فولکلور آن ملت است.

   در فرهنگ ما نیز فولکلوری غنی و بسیار گسترده وجود دارد که در این مقال تنها به بخش کوچکی از آن که ترانه­ های کار خوانده می­شود خواهیم پرداخت. در فرهنگ شفاهی مردم ما، ترانه­های باران خواهی، بادخواهی، آداب و مراسم خاصی چون تکم چی، سایاچی، کوسا و افسانه­هایی که امروزه ابتدائی، غیر طبیعی و ناباورانه به نظر می ­آیند ریشه در تاریخ اعتقادات مردم دارد. ترانه­های کار بخش ملموسی از این زندگی طبیعی است که در فولکلور ما جان جاودانه­ای یافته است. ترانه­های کار که بدان “ایش نغمه­ لری” یا “امک نغمه­ لری” می گوئیم در فارسی کار آوا خواهیم خواند. این کار آواها به هنگام کار در مزرعه و شالیزار، هنگام نمد مالی، در پشت دار قالی، هنگام شخم زدن زمین، به وقت برداشت محصول، به هنگام خرمنکوبی، در زمان صید و صیادی، و. . . خوانده می­شوند دارای تاریخی کهن در میان مردم هستند و اصالت تلاش و غیرت مردمان را برای ساخت آینده ­ی درخشان خود، همچنین آینده ایل و وطن را نشان می­دهد.

   کار آواها در میان مردم زنگان نیز بسیار گسترده و غنی است و هر صنفی برای خود ترانه ­هایی برای زمزمه زیر لب دارند. شاید همین زمزمه ­های زیر لب جزو نخستین آفرینش های ادبی – هنری مردم ماست که طی فرایند تکاملی خود جای خویش را به شعر امروزین داده است. در این نغمه­ های عامیانه، آرزوی پاک جوانان – دختران و پسران برای ساخت آینده ­ای روشن و خوشبخت در ترنم است. کار آواها معمولا در زمان کار برای سرعت بخشیدن به کار، برای هماهنگی دستها و پاها، هماهنگی کار گروهی، همچنین برای رفع خستگی و یافتن انرژی بیشتر خوانده می ­شوند. این کار آواها از نظر تقسیم بندی فولکلور در ردیف اوخشاماها جای می ­گیرند و برای هر نوع کاری ترانه­ های مخصوصی وجود دارد که مضمون و موضوع این نغمه ­ها از یک کار تا کار دیگر کاملا متفاوت است. آهنگ و صدای خواننده نیز هماهنگ با کاریست که او انجام می­ دهد.

کارآواهای زنگان به عنوان بخشی از فرهنگ آذربایجان، گنجینه­ ای تمام نشدنی است که گردآوری این فولکلور شاید دهها جلد کتاب شود که متاسفانه تا امروز هیچ متصدی و مسئولی نداشته است و ادارات عریض و طویل با عناوین دهن پر کن میراث و فرهنگ نه اطلاعات لازم را دارند، نه تخصص مورد نیاز را و نه اراده­ای برای حفظ و تقویت آن.

   در این مقاله جز اشاره­ای مختصر نمی­توان کاری انجام داد و افرادی متخصص با امکانات آکادمیک برای این کار نیاز است که امید داریم در سالهای آتی و بویژه با راه اندازی زبان و ادبیات ترکی در دانشگاهها و مراکز آموزشی، بویژه در مدارس، بتوان برای جلوگیری از زوال فرهنگ ایرانی – اسلامی خویش همت بگماریم. در اینجا به صورت اختصار به کارآواهای بخش کشاورزی می­پردازیم که در عین گستردگی فراوانش در منطقه­ ی زنگان از اهمیت خاصی هم برخوردار است. کار آواهای این بخش یاز هم گستردگی بسیار بالائی دارد زیرا این کار آواها در هنگام شخم زدن زمین، بذر پاشی، آبیاری، برداشت محصول، و در آئینهای باران خواهی، باد خواهی در زمان خرمنکوبی، و دهها مورد دیگر خوانده می­ شوند که تنها اشاره­ای بدانها وسعت این فرهنگ را نیز نشان خواهد داد. ابتدا به عرض می­رساند که شاید برخی از کلمات دارای مفهوم خاصی نباشد، اما بی­تردید در پژوهش های فرهنگی بسیاری از این معماها حل شدنی اشت. ابتدا ترانه ­ای را که هنگام بذر پاشی خوانده می­شود می­آوریم:

بروی   بروی   بروی          بروی   بروی   بروی

تورپاعا آتدیم تومو بروی     تورپاغا قاتدیم تومو بروی

بروی    بروی    بروی        بروی   بروی   بروی

گؤیر سمنیم بروی            دؤیک سمنی بروی

بروی   بروی   بروی          بروی   بروی    بروی

ترانه­هایی در زمان شخم زدن با گاوآهن:

هوُ هوُ هوُ هوُ اؤکوزوم   هوُ هوُ هوُ هوُ اؤکوزوم

بودور بوته اؤکوزوم   بیر قاریش بئریم قالیب

 هوُ هوُ هوُ هوُ          هوُ هوُ هوُ هوُ اؤکوزوم.

کشاورزان به هنگام کار نسبت به خستگی حیوانات خود یعنی گاوشان نیز توجه دارند و برای آنان نیز ترانه می­خوانند. البته یاز هم یادآوری می­شود که تکرار چندین حرف یا کلمه در ایجاد آهنگ کاری نقش فراوان دارد و ما به حذف آن نخواهیم پرداخت:

هوته هوته هوته هو   اؤکوزوم، مارالیم، هوته هو

قالدی آوالیم هوته             هوته هوته هوته هو

گون گئتدی یاغیش گلدی  گل گلیجه گلیم هوته

هوته هوته هوته هو         بیر قاریش یئریم قالدی هوته

اؤکور ، اؤکوز خان اؤکوز   بوینو قیزیل قان اؤکوز

چک چاییری چمندن       سنه جان قوربان اؤکوز

هو هو هو       هو هو هو           هو هو هو

آغام، اؤکوز مرد اولار   پیس قونشویا درد اولار

تنبل اؤکوز یییه­سی    پاخیل اولار، سرت اولار

هو هو هو    هو هو هو    هو هو هو

کوتانیم داشدان گلر   دؤنر او باشدان گلر

هوداقچی­نین سفره­سی   یئنه او باشدان گلر

هو هو هو    هو هو هو   هو هو هو

کوتان اوستو آغ گلر   هوداقچی­یا یاغ گلر

داغدان آشیر کوتانی   قاباق یئری باغ گلر

     هو هو هو     هو هو هو    هو هو هو

اکین یئرین ائنیشی وار   ایریسی وار، گئنیشی وار

هر کلیم، هر کلچه­نین   اؤز دوروشو – یئریشی وار

     هو هو هو     هو هو هو    هو هو هو

کار کشاورزی در عین حال مبارزه با طبیعت و تلاش برای تغییر زمین است. این تلاش گاهی با مشکلات طبیعی روبرو می­گردد و حوادث طبیعی مانند سیل، تگرگ، توفان همراه است؛ گاهی حمله­ ی حیوانان وحشی مانند گرگ و گراز نیز نتیجه­ ی تلاش او را نابود می ­کند یا با مار و عقرب روبرو می شود که بر رنج و درد حاصل از کار او می­افزاید. اما او خستگی ناپذیر، نه تنها برای تامین معاش خود، بلکه برای فرزندان و نسل آینده­ی روستا و در واقع برای آبادانی وطن و رفاه ملت خویش و با آرزوی سعادتمندی ملت خویش به تلاش خود ادامه می­ دهد و چه زیباست این کار و تلاش!

   طبیعت گاه چهره ­ی خشنی دارد و خشکسالی نیز دارد. مراسم مربوط به طلب باران با ترانه­هایی همراه است و با آداب خاصی برگزار می­شود و ما در اینجا تنها ترانه­ هایی را به عنوان نمونه می­آوریم.

چاخ داشی، چاخماخ داشی   یاندی آلمالار باشی     یاندی هئیوالار باشی

دوزله ییر ساپا قاری          آی بولوتلار سیز تاری   گلین بو کنده ساری!

بو کند بیگلر کندی ئیر   ایگیتلر، یئی لر کندی دیر

داغلار قوراق قوراق دی   تیکان توراق توراق دی

تیکان نه یه کاریمدی   منه اوراق لازمدی.

چاخ داشی چاخماخ داشی   یاندی اوره ییم باشی

بیچین­لرین یولداشی   اکین­لرین یئلداشی

قالاخ قالاخ خرمنلر   هانی چایین نم داشی؟

می­دانید که این ترانه­ها معمولا با مراسم خاصی همراه می­گردد که خود این مراسم از زیبایی­های روح انسانهای زحمتکش و احساسات پاک آنان خبر می­دهد. آنان با طبیعت دوستی­ها دارند، گاه به درد دل با طبیعت می ­نشینند و انتظار دارند همین طبیعت به یاری ایل و وطن آنان بیاید:

بولوتلار آی بولوتلار    اکینچی­یه اوموتلار

دارینی سپدیم، دپدیم   شوخومو یئره اکدیم

گؤی گؤزو قوری باخیر   شنه سینه­یه چکدیم.

همو در زمان خرمنکوبی نیاز به وزیدن باد دارد و لذا دست به دامن باد می­ شود و می­ خواند:

آ یئل بابا، یئل بابا   تک قالمیشام گل بابا

یانارال آتدی گلدی (ژنرال آتلی گلدی)  چوخون آغلاتدی گلدی

اووا گئده­ن مرادیم   آل قانا باتدی گلدی

آ یئل بابا، یئل بابا    تک قالمیشام گل بابا.

بعد از کشیدن همه­ ی مرارت­ها و سختی­ها زمان برداشت محصول فرا می­رسد و این مرحله از کار با شادی و سرور خاصی برگزار می­شود و کشاورزان ترانه­ های شادی آفرین می ­وانند و جوانان – چه دختر و چه پسر خود را برای برگزاری آئین سونای – که همان والنتاین آذربایجانی بشمار می­رود آماده می کنند. جوانان خود را برای عروسیها و سالمندان برای رفتن به زیارت، معمولا خراسان آماده می­کنند و رویهمرفته امیدها زنده می ­شود و زندگی جریان خوشی را آغاز می ­کند.

منابع:

  • م. کریمی، ادبیات شفاهی آذربایجان، تهران، چاپ سوم، ۱۳۹۲٫
  • حمید سفیدگری شهانقی، ایش ماهنی­لاری، تهران، دفتر پژوهشهای رادیو، ۲۰۱۰٫
  • پاشا افندیئو، آذربایجان ضفاهی خالق ادبیاتی، باکی، ۱۹۷۰٫
  • آرشیو یادداشتهای راقم از سفرهای پژوهشی.

ارسال دیدگاه