تاریخ آذربایجان – گؤگ تورک

   گؤگ تورکها، سلسله ای از هونها هستند که در قرن پنجم با نام تورک وارد صحنه ی جهانی شده و فرهنگ و تمدنی را پایه گذاری کردند که امروز بخشی از فرهنگ و ادبیات آذربایجان نیز شمرده می شود، زیرا این امپراتوری تا آذربایجان کشیده شده بود. در اين امپراتوري بزرگ صنايعي چون معدنكاوي و آهنگري رشد كرده بود و آهنگران براي ارتش خود اسلحه مي‌ساختند و از آن در مقابل دشمنان براي دفاع از سرزمين خود استفاده مي‌كردند. همچنین دارای فرهنگ و مدنیتی قابل توجه بودند و در نظم جهانی تاثیر شگرفی نهادند، همچنین رونق اقتصادی و صنایع و هنرها را در آسیای میانه رشد دادند.

   تورکها در تاریخ پیش از میلاد بارها با نام توروخ و توروک ظاهر شده اند، اما با روی کار آمدن امپراتوری گؤگ تورک، نام تورک با وضوح تمام ورد زبانها شد و زبان ترکی نیز به مجموعه ی زبانهای التصاقی رایج در میان ملل آسیای میانه تا بالکان اطلاق گردید. وقتی سخن از زبانهای التصاقی می رود نخست زبان ترکی به ذهن متبادر می شود و به عنوان زبانی قانونمند و گسترده مطرح می گردد. اما ترکان در تاریخ کهنتر با نام هون شناخته شده اند. هونها از سده های قبل از میلاد تا قرن پنجم میلادی امپراتوری های بزرگی را تشکیل دادند و تا قلب اروپا هم نفوذ کردند. منابع چینی از آنان با عنوان “هسیونگ نو” و یونانیان با نام “هون” یاد کرده اند و وقتی نام ترک عمومیت می یابد چینیان بدانان “تو چیو” می گویند. در سده های پیش از میلاد امپراتوران بزرگی چون مته خان ۱۷۶ ق.م و تومن ۲۳۰ ق.م و در نخستین سده های میلادی، امپراتورهای بزرگی  چون چائو در بین سالهای ۳۲۹ الی ۳۵۱ میلادی، هسیا در ۴۰۷ الی ۴۳۱ میلادی، لیانگ بین سالهای ۴۰۱ الی ۴۳۹ از امپراتورهای برجسته ی هونها هستند که فرهنگ هونها را حفظ کرده اند و نامدارترین آنان آتیلا بود که تا قلب اروپا پیش رفت. در همین حین، چندین دولت مقتدر در گوشه و کنار آسیای میانه مقتدرانه حکومت کرده اند که از آن جمله دولت “لوو لان” در جوار تورفان و دیگری دولت “لیانگ” است که این دولت را منشا اصلی گؤگ تورکان شمرده اند.

پس از امپراتوري معظم هون از آسيا تا قلب اروپا، دومين امپراتوري بزرگ تركان را مي‌توان گؤگ تورك به شمار آورد. اين امپراتوري به لحاظ ساختار اداري، همچنين سازماندهي لشكري و ديگر جنبه‌هاي اقتصادي – فرهنگي تأثير عميقي در روند تاريخ آن دوره‌ي جهان و مناسبات سياسي بين شرق و غرب چين و روم و جاده‌ي ابريشم داشته است. گؤگ توركان در سده‌هاي چهارم و پنجم ميلادي تحت سلطه‌ي آوارها مي‌زيستند. مسقط الرأس اصلي آنان ديار ارگنه قون بود و طبق اساطير، جد كبير آنان در كودكي توسط گرگي ماده، شير داده شده و از اين لحاظ گرگ، توتم آنان به شمار مي‌آمد. جد بزرگ گؤگ تورك، بنا به اسطوره‌ي ارگنه قون در سال ۴۳۹ ميلادي از يك قتل عام جان سالم به در برد و در سال ۵۳۵ ميلادي از آن ديار خارج شد[۱] و به مرور نيرو گرفت و حكومت گؤگ تورك را بنا نهاد.

    همچنین بؤز قورد با راهنمايي گؤگ تركان، آنان را از خطر نابودی رهانیده و به همين دليل، بوز قورد (گرگ خاكستري) در بين آنان مقدس شمرده شده است. بومين خاقان سردار رشيد آوارها بود كه به دليل خواستگاري از دختر شاهزاده‌ي آوارها، مورد غضب قرار گرفت و چون احترامي نديد به فكر تأسيس حكومت افتاد و در اندك زماني با يك شاهزاده‌ي تابغاچ ازدواج كرد و يك سال بعد سلسله‌ي گؤگ تورك را بنياد نهاد ( ۵۵۲ ميلادي). به سرعت امپراتوري خود را گسترش داد بطوريكه از شرق با چين و از غرب با روم همسايه شد. او توانست تمامي ملتهاي ترك را زير يك پرچم گرد آورد.

   در سال ۵۵۲ میلادی گؤگ تورکها با اعلام استقلال خود سلسله ی گؤگ تورک را بنا نهادند. آنان برای نابودی دشمن اصلی خود ژوان – ژوان ها (آوارهای دوران بعدی)، طی دهه ها جنگ و گریز موفق شدند آنان از صحنه ی آسیا رانده و در دهه های بعدی در اروپا با نام آوارها موقعیتی کسب کنند. گؤگ تورکها دو دولت موجود در جنوب چین را در عرصه ی سیاسی مغلوب کرده و به باجگزاری سالانه مجبور کردند. دولت هفتالیت را در جنوب غربی از میان برداشته و جاده ی ابریشم را بدست گرفتند و در صحنه ی جهانی تجارت بین المللی امن و سالمی را با توان و قدرت کافی برقرار کردند و از این طریق درآمدهای مطمئنی را صاحب گشته و رضایت تاجران بین شرق و غرب جهان را کسب کردند. توسعه ی آنان ادامه یافت و در غرب با ساسانیان همسایه شدند. روابط نه چندان حسنه ای باهم داشته و فراریان هر یک در دیگری پناه داده می شد تا اینکه زمینه برای نفوذ گؤگ تورکها مهیا شد و از طریق قفقاز تمام کرانه های دریای کاسپین را بدست گرفتند و خزرها را نماینده ی خود در این مناطق گذاشتند. به عبارت دیگر گؤگ تورکها به آذربایجان آمدند و بعدها جای خود را بکل به خزرها دادند. دولت بیزانس هم با توجه به دوری از امپراتوری گؤگ تورک خواستار برقراری روابط حسنه بود. هر چند گؤگ تورکان ابتدا با بیزانس از درِ دوستی وارد شدند اما در دوره های بعدی قلعه های بیزانس را در کریمه – کرچ – فتح کرده و از این طریق بر آذربایجان و قفقاز دست یافتند.

   در سال ۵۸۲م در نتیجه ی شورشهای و دخالتهای چین، گؤگ تورک به دو بخش تقسیم شد و تا سال ۶۳۰ دو قسمت شرقی و غربی بطور مستقل حکومت کردند. دولت بخش غربی بخاطر توانمندی خود توانست قلعه یئن مئن را در سال ۶۱۵ از دست چین آزاد سازد. اما دولت شرقی علیرغم اوج قدرتش تا سال ۶۳۰ بخاطر قحطی ناشی از سرمای شدید ضعیف شد و در سال ۶۳۰ میلادی شکست خورد. اما دولت غربی با فراز و نشیبهائی به حکومت خود ادامه داد. در سال ۶۸۲ دومین دوره از امپراتوری گؤگ تورک (بخش غربی) با گردآوری مجدد نیروهای توانمند تشکیل شد و با تجمیع نیروهای قبلی توانست امپراتوری نیرومندتری را بوجود آورد و قوی ترین امپراتوری سرزمینهای مجاور گردید. در سالهای ۷۲۷ تونیوکوک و از سال ۷۳۲ الی ۷۳۵ بیلگه خاقان کتیبه های اورخون را نوشتند. از این به بعد دولت گؤگ تورک دوم تداوم آورد تا در سال ۷۵۸ مغلوب اویغورها شد.

   منابع موجود برای بررسی تاریخ این امپراتوری بین سالهای ۵۴۲ الی ۶۳۰ و تقسیم آن بدو امپراتوری در دست است. این منابع به زبان چینی با نامهای “تونگ تیئن، تسه یونان کوئی” و “تسو چیه تونگ چیئن” هستند. این منابع در باره ی بخش نخست امپراتوری (۵۴۲ – ۶۳۰) اطلاعات بیشتری ارائه می دهند و در باره بخش دوم تاریخ (۶۸۲ الی ۷۴۴) اطلاعات خوبی از منابع دیگر در اختیار داریم. همچنین منابع مربوط به دوره ی دوم امپراتوری توسط “ر. گراود” تهیه شده است. “چانگ یئن تانگ” نیز با ترجمه ی مطالبی در باره ی “تسو چیه” بین سالهای ۶۱۸ الی ۷۴۴ کار ارزشمندی انجام داده است. “لیو” نیز مطالب مربوط به تقویم سالانه ی حوادث را ترجمه کرده و در واقع هر یک از این محققان گوشه ای از تاریخ را گشوده اند.

   نامی که برای این سلسله برگزیده شده است در حقیقت نام قبیله بوده است. آنان خود را در کتیبه های اورخون و یئنی سئی (گول تیگن، سمت شرق، سطر سوم؛ و کتیبه ی بیلگه خاقان، سمت شرق، سطر سوم) گؤگ تورک خوانده اند. بنابراین از سال ۱۸۹۶ که “و. بانگ” این کتیبه ها را ترجمه کرد نام گؤگ تورک بر زبانها افتاد.

   آنچه تا ۲۰۰ سال پیش، از تاریخ گؤگ ترکان بر دنیا معلوم بود تنها متون موجود در کتیبه های آنان بوده است. این متون نیز همگی به دوره ی دوم حکو مت گؤگ ترکان منسوبند. اطلاعات در باره ی تاریخ این سلسله یعنی بین سالهای ۵۴۲ الی ۷۳۰ چند جمله بیشتر نبود. بنابراین اطلاعات کامل از تاریخ ترکان در آسیای میانه از دوران باستان تا دوران جدید را تنها در منابع چینی می شد یافت.

   پژوهش در غرب در باره ی گؤگ تورکان از روی منابع چینی (تسو چوئه) حدود ۲۵۰ سال پیش آغاز شد. جالب آنکه این پژوهشها در کشورهای ترک زبان از سالهای بعد شروع گشته است. در ترکیه در سال ۱۹۵۷ بود که پروفسور ت. اوگال مطلبی در این مورد نوشت. در سال ۱۹۶۷ هم چنین موضوعی را برای یکی از دانشجویان دوره ی دکتری خود انتخاب کرد.

   اما نمی توان تحمل کرد که تعداد زیادی از منابع چینی در باره ی ترکان هنوز ترجمه نشده و بررسی نشده باقی بماند. بنابراین دانشمندان ترک تصمیم گرفتند از منابع درجه اول چینی در این باره بهره گیرند. این امر موجب شد حرکتی برای بررسی و جمع بندی این منابع نیز شدت بگیرد. بنابراین این علم نیز در نهایت بدست خود ترکان صورت گرفت و امروز مستشرقین به منابع ترکی دسترسی دارند. دانشمندان ترکیه توانستند تمام آنچه هنوز ترجمه نشده و برای بررسی دقیق تاریخ لازم بود ترجمه کنند و کار بررسی را نیز تا حد زیادی پیش برند.

۱ ) بهاءالدين اوگان، تورك ميتولوژيسي، استانبول، ۱۹۷۱ .

م. کریمی

ارسال دیدگاه