گوتتی‌ها

گوتتی‌ها یا قوتتی‌ها حدود سه هزار سال پیش از میلاد وارد عرصه‌ی حکومتی شدند و تمدن خود را بنا نهادند. اورارتوها که هزار سال پیش از میلاد در آذربایجان سکونت یافتند مانناها و مادها را با نام گوتتی می‌خوانده‌اند. در ادبیات کهن، گوتی‌ها را با نام کوههای جودی (یادآور توفان نوح و محل فرود کشتی نوح) که در شمال کوههای آشور واقع است یکی می‌دانستند.

سه هزار سال پیش از میلاد، سرزمین‌های ماد بعدی را که نام آذربایجان از آن گرفته شده است با نام گوتتی می‌شناختند. در منابع سومری و هورری، در همین سرزمین‌ها قبایل هورّی، لوللوبی و گوتی‌ها می‌زیسته‌اند که بعدها جایگاه اصلی مادها شد. درباره‌ی دولت گوتّی اطلاعات وسیعی در دست نیست؛ اما این را می‌دانیم همین گوتی‌ها در سرزمین‌هایی که امروز آذربایجان خوانده می‌شود سکنی داشته‌اند همین سرزمین‌ها زمانی دیگر وطن لوللوبی‌ها شده است. این سرزمین از رود دیاله آغاز شده تا دریاچه‌ی اورمیه امتداد می‌یافت. لوللوبی‌ها در غرب این دریاچه می‌زیستند و گوتتی‌ها در شرق دریاچه اورمیه.

می‌دانیم که سومریان توسط اکدیان از بین رفتند. کتب تاریخی از غلبه‌ی گوتی‌ها بر اکدیان می‌نویسند. این مورخان تعجب خود را از غلبه‌ی گوتّیان بر اکدیان نمی‌پوشانند. زیرا باور دارند که هرچند اکدیان دارای تمدنی برتر بوده‌اند اما مغلوب گشتند. بنا به نظر آنان گوتی‌ها به تازگی به کشاورزی روی آورده بودند و دارای تمدن بالائی هم نبودند. در پی جستجوی دلایل غلبه‌ی گوتیان بر اکدیان بر این باورند که گوتیان دارای سلاح‌های برتری بوده و خویشی و دلبستگی بین آنان بالاتر از اکدیان بوده است. بنابراین استحکام خانوادگی و سلاح مدرن گوتتیان را دلیل اصلی غلبه آنان بر اکدیان قلمداد می‌کنند.

از این گذشته احتمال می‌دهند که گوتیان از پیش با اکدیان روابطی برقرار کرده و نظر اکثریت را برای بدست گرفتن حکومت جلب کرده بودند. تاریخ نشان می‌دهد که اکدیان در اواخر حکومت خود، استبداد و زورگوئی بر مردم را شدت داده بودند و مردم از دست حکومتیان رنجیده شده بودند. اکدیان تمام دوران حکومت خود را با جنگ و جدال سپری کرده و آرامش مردم را در نظر نمی‌گرفته‌اند. لذا گوتی‌ها با استفاده از نارضایتی مردم اکد، علیه حکومت بپا خاسته و توانسته‌اند با حمایت خود مردم اکد، دولت آنان را سرنگون سازند. در این حرکت، گوتی‌ها توانستند نظر جمع بسیاری از مردم ناراضی را به خود جلب کرده و آنان گوتی‌ها را بعنوان حکومتی پیشرو بر دولت خود ترجیح دهند. در عین حال بسیاری از مورخان، از ویرانی برخی شهرهای آن زمان مانند: آکشاک، خورساگ، لاما، در، آداب، اوروک و لاراک را نیز خاطرنشان می‌سازند. لذا تنها دلیل غلبه‌ی گوتی‌ها بر اکدیان را حرکت ضد استبدادی آنان می‌دانند. گوتی‌ها در زمان سومریان وارد کارزار حکومتی شده و اداره­ی کشوری را فراگرفته بوده‌اند.

نام گوتیوم بعد از ساراگون ورد زبان‌ها شد و مورخان توانستند نامی از آنان ببرند. با تکیه بر نوشته‌های این مورخان است که می‌توان گفت گوتی‌ها ۲۳ قرن پیش از میلاد، خاقانهای خود را بوجود آوردند. با تکیه بر این مواد تاریخی است که می‌گوئیم نارامسیس پادشاه اکد با خاقان‌های گوتی‌ها به نبرد روی آورد، اما توسط همانان نابود شد. یاکوبسون Jakobson دانشمند سومرشناس دانمارکی از غلبه یافتن انریداوازیر Enridavazir خاقان گوتی‌ها بر نارامسیس و سلطه بر سرزمین‌های بین‌النهرین سخن می‌راند. در این مورد از کتیبه‌های بازمانده از اکدیان می‌توان اشارات قابل ارزشی را بدست آورد که از غلبه گوتیان بر اکدیان سخن می‌راند. چنین به نظر می‌آید که گوتیان بر اکدیان حمله آورده و توانسته‌اند با وحدت بر این امر فایق آیند. با این حال، شارکالی شاریSharkalisharri فرزند نارامسیس توانست وضع را به نفع خود برگرداند و بین‌النهرین را دوباره بازپس بگیرد. همچنین رهبر گوتی‌ها با نام سارلاقاب Sarlagab را اسیر گرفته و صد سال دیگر بر دوران حکومت اکدیان تداوم بخشند.

گوتی‌ها دوباره با قدرت گرفتن سلاله‌ی اکدیان تحت فشار قرار می‌گیرند. بنابراین همین گوتی‌ها آرام – آرام گردآمده و در سرزمین‌های آذربایجان مستقر می‌شوند. احتمال دارد که در اینجا هم با لوللوبی‌ها برخوردهایی داشته‌اند. ۲۲۳۰ سال قبل از میلاد بود که سلسله‌ی سارگون توسط گوتیان از بین رفت. بین سال‌های ۲۲۳۰ و ۲۱۲۰ فبل از میلاد، سومریان و اکدیان حکومت گوتیان را می‌پذیرند. اما باید اضافه کرد که گوتیان باز توسط سومریان منحل گشتند. این امر را اتوکه گال Utukegal یک بهادر سومری انجام داده است. این سردار بزرگ اهل اوروک بوده و بین سال‌های ۲۱۲۰ و ۲۱۱۳ حکومت کرده است.

هر چند اطلاعات اندکی درباره‌ی زبان گوتی‌ها در دست است، اما همه‌ی محققان زبان‌شناس و باستان‌شناس زبان آنان را التصاقی دانسته‌اند. کتیبه‌ها و متون اندکی از آنان در دست است؛ محققان تنها با توسل به اسامی ۲۰ تن از امپراتورها و امرای گوتی‌ها به بررسی پرداخته و نظر داده‌اند. این تحقیقات نشان می‌دهد که زبان گوتیان بسیار نزدیک به زبان هوری‌ها بوده و بویژه ساختمان و خصوصیات حروف و تلفظ نزدیکی بسیاری بهم داشته‌اند. آنان نظر می‌دهند که هرچند زبان گوتیان با زبان عیلامی، سومری و لوللوبی بسیار نزدیک بوده، اما ماهیت مستقلی را دارا بوده است. هامی Hami دانشمند فرانسوی در کتاب «سیمای انسانی» خود چنین می‌نویسد: «امروز آذربایجانی‌هایی که در اطراف شوشا زندگی می‌کنند بسیار شبیه مجسمه‌هایی هستند که از لوللوبی‌ها و گوتی‌ها باقی مانده‌اند.»

حکومت گوتتی‌ها در بین‌النهرین به مدت ۱۲۵ سال تداوم یافته است. آنان اکدیان را از بین برده، اما خود نیز چون آنان ظلم را پیشه ساخته‌اند و لذا توسط مردم به کوههای آذربایجان رانده شده‌اند. با این حال مورخان اذعان دارند که هرچند گوتی‌ها از بین رفتند اما نامشان همچنان زنده باقی ماند. امروز هم آنان را گوتیوم می‌نامند. پایتخت آنان آراپا (کرکوک امروزی) بوده است.

در کتیبه‌ای دیگر چنین نوشته شده است: «من پادشاه گوتّی با نام شرلکی را اسیر گرفتم». اما همین شاه اکدی خود شکار گوتی‌ها می‌گردد. همه‌ی مورخان از ۱۲۵ سال حکومت گوتتی‌ها سخن رانده‌اند. حتی نام تک تک پادشاهان و سالهای حکومت هر یک را ذکر کرده‌اند. هرچند که در این شمارش، بین مورخان اختلاف‌هایی مشاهده می‌شود، اما این اختلاف یکی – دو سال بیشتر نیست.

همانگونه که ذکر شد پایتخت گوتی‌ها شهر آرپا و یا سوبارتو بود. زنان گوتّی در زیبایی زبانزد بوده که با نام مامورتی به معنی زنی با موهای درخشنده نامیده شده‌اند. نام یکی از خاقان‌های گوتّی که در کتیبه‌ی اکدی آمده است لامیراب بوده است. گوتی‌ها حاکمان بابلی را بر قدرت خویش حفظ کرده و عزل نمی‌کرده‌اند. یکی از این حاکمان در زمان سیوم خاقان گوتتی حاکم بوده و ۳۵ سال حکومت کرده است. کتیبه‌ای در موزه‌ی لوور پاریس نگهداری می‌شود که نشان می‌دهد خاقانی با نام داپی‌زیر امپراتوری توانمندی بوجود آورده است. در لوحه‌های معروف به لوحه‌های کرکوک اطلاعات مفیدی درباره‌ی این امپراتوری وجود دارد.

در تمامی کتیبه‌های باقیمانده از اکدیان و سومریان از برچیده شدن امپراتوری گوتتی‌ها سخن رانده‌اند. آنان طبق اطلاعات همین کتیبه‌ها بعد از اضمحلال و تضعیف به آذربایجان بازگشته و بجای امپراتوری شکل ملوک‌الطوایفی داشته‌اند. آخرین امپراتور گوتتی‌ها با نام تیریگان تنها ۴۰ روز حکومت کرده و پس از او، شاهان سومری بر سر کار آمده‌اند و گوتتی‌ها در کوهها پراکنده شده‌اند.

بنا بگفته‌ی همین کتیبه‌ها، نخستین قوانین دموکراسی را گوتتی‌ها نوشته و اجرا کرده‌اند. آنان خاقان خود را از هر سه سال یکبار انتخاب می‌کردند و هر خاقان هم تنها سه بار می‌توانست انتخاب شود و در انتخاب آنان، ریش سفیدان نقش اساسی داشته‌اند. همچنین زنان در میان گوتتی‌ها از ارزش و احترام فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده‌اند. حتی اسناد تاریخی از وجود زنان در میان قوشون و ارتش نیز خبر داده‌اند. مدنیت و فرهنگ گوتتی‌ها را نسبت به اکدی‌ها و سومریان در مرتبه‌ی پایین‌تری دانسته‌اند. به همین خاطر هم سومریان توانستند آنا را از بین برند. اعدام آخرین خاقان گوتتی‌ها با نام تیریگان که تنها ۴۰ روز حکومت کرد در سال ۲۱۰۹ قبل از میلاد در بابل اتفاق افتاد و پس از او امپراتوری سوم اکد – سومر بر سر کار آمد. در یک کتیبه‌ی بابلی، ترس و واهمه‌ی شاه اوروک (با نام اوتوخفال) از گوتی‌ها بیان شده است. مجسمه‌های فراوان از پادشاهان گوتی‌ها بدست آمده است که یکی از آنان از آذربایجان کشف شده است؛ دیگری از همدان و سومی در سلماس پیدا شده است. این مجسمه‌ها هم اینک در موزه‌ی گالری برمر آمریکا[۱] نگهداری می‌شوند. متأسفانه کشفیات و حفریات انجام گرفته در آذربایجان با توجه به تاریخ باستانی و ارزشمند خویش بسیار اندک صورت گرفته و آنچه هم در دوران رژیم منحوس پهلوی بدست آمده، همه از ایران خارج شده است. باستان‌شناس معروف فرانسوی با نام ا.ت. آمی مجسمه‌های پیدا شده از دوران گوتی‌ها و هوری‌ها را با تیپ‌های مردم امروزین آذربایجان مقایسه کرده و آنان را بسیار بهم نزدیک دانسته است. او به همین خاطر نظریه‌ی آذربایجانی بودن هوری‌ها و گوتی‌ها را طرح کرده است.

برخی دانشمندان مانند ز.ای. یامپولسکی گوتی‌ها را همان اوتی Uti، اوایتی Uiti، اوتین Utin و اودین Udin نامیده است. دانشمند دیگر «مار» هم اثبات کرده است که زبان گوتی‌ها همان زبان هوری‌ها، لوللوبی‌ها و مانناها بوده است که به زبان عیلامی‌ها نیز نزدیک است. نام بسیاری از خاقان‌های گوتی‌ها نیز به ترکی کنونی بسیار نزدیک دانسته‌اند. از آن جمله نام سه تن از این خاقان‌ها با نام ایمتا Imeta بسیار شبیه به نام ایمته یا مته‌خان می‌باشد. یا خاقانی با نام اینقه شوشّ Ingeshush که ۶ سال پادشاهی کرده است، sarlagab سارلاقاب(۶ سال)، Yarlagash یارلاقاش(۶ سال)، Elulumesh ایلولومئش(۶ سال)، یارلاقاب (۱۵ سال)، Korum کوروم ۲ سال، Habilkin ها(خا)بیلکین (۳ سال)، ایارلاقاندا (۷ سال )، Inimabagesh اینی ماباقئش(۵ سال) نام داشته‌اند. در مقایسه‌ی این اسامی با اسامی امروزین ترکی به ریشه‌ی واحد آنها می‌توان پی‌برد. نام‌های یارلاقاش و ایلولومیش بعدها در کتاب دده‌قورقود آمده است. بدین ترتیب می‌توان گفت که ظلمت تاریخ گوتی‌ها رو به روشنایی می‌رود. به هر حال با حکومت گوتی‌ها بود که هجوم‌های سامی‌ها و دیگر اقوام کمتر شد و جلوی هجوم آشوریان نیز گرفته شد. در کتیبه‌های آشوری از هجوم به آذربایجان بسیار سخن رفته است. آداد نئراری در ۱۴ قرن قبل از میلاد از شکست گوتی‌ها توسط پدر خویش سخن می‌راند. آداد نئری سوم در سال ۸۹۰ ق.م. و توکولتی در سال ۸۵۵ ق.م. از هجوم به گوتتی‌ها سخن رانده‌اند. در اسامی گوتی‌ها پسوند «لی» بسیار بکار رفته است. امروزه هم همین پسوند به عنوان نسبت بکار می‌رود. م. دیاکونف در این باره می‌نویسد: «نام بسیاری از شاهان گوتّی و اسامی مکان‌ها در کتیبه‌ی تیفلت پیله سر به اسامی مانناها و مادها شباهت داشته و پسوند لیLi  پر است. این پسوند در بین آشوریان نیز وجود دارد.»

اسناد تاریخی نشان می‌دهد که حتی ۶۰۰ سال قبل از میلاد تمام مردم ماننا و ماد را در آذربایجان با عنوان گوتتی می‌نامیدند. اینان در اطراف دریای اورمیه تا توروس پراکنده بوده‌اند.

 

 

 

 

 

 

منابع:

۱٫ علی‌یف، اقرار، پادشاهی ماد. ترجمه کامبیز میربهاء، تهران: ققنوس، ۱۳۸۸٫٫

۲٫ کامرون، جرج، ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمه حسن انوشه، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۲٫

۳٫ توین بی، آرنولد، تاریخ تمدن. ترجمه یعقوب آژند. تهران: مولی، ۱۳۶۶٫

۴٫ بهزادی، رقیه، قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران. تهران: طهوری، ۱۳۸۶٫

۵٫ گیرشمن، رومن، ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۵٫

۶٫ دیاکونوف، ایگور، تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: پیام، ۱۳۵۷٫

۷٫ مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن بین‌النهرین، جلد اول. مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۸٫

۸٫ اسکندری، ایرج، در تاریکی هزاره‌ها. به کوشش علی دهباشی. تهران: قطره، ۱۳۷۷٫

 

[۱]. Bremmer Galery

ارسال دیدگاه