پيشينه تدريس زبان ترکي در مدارس آذربايجان / رضا همراز

 

طبق  اصل ۱۵ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، «تدريس ادبيات اقوام ايراني در کنار زبان فارسي آزاد است». «لکن پس از ۳۲ سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هنوز اين اصل به مرحله اجرا در نيامده ، در حالي که » به تصديق متخصصان امر، يکي از عوامل موثر در ميزان موفقيت کودکان در يادگيري زبان دوم، يادگيري زبان مادري است . در مورد کودکاني که آموزش مدرسه‌اي خود را به زبان غير مادري خود فرا مي‌گيرند ،‌گفته مي‌شود که نه تنها روند آموزشي آنان به کندي پيش مي‌رود بلکه به دانش زباني خود آنان نيز لطمه مي‌خورد و فرهنگشان مورد بي‌توجهي قرارمي‌“گيرد.»(۱)
اين بي‌توجهي در شرايطي است که صفحات تاريخ آموزش و پرورش نوين ايران، که بر اساس اصول فنوتيک يا الفباي صوتي به ابتکار زنده ياد حاج» ميرزا حسن رشديه« در تبريز بنيانگذاري شده ، نشان مي‌دهد که تدريس در مدارس جديد
  با زبان مادري مردم آذربايجان ، يعني زبان ترکي آذربايجاني آغاز شده و تا دوران سلطنت منحوس پهلوي ادامه داشته است.
»رشديه« با استفاده از دانش و آموخته‌هاي متخصصان بزرگ فن تعليم و تربيت از جمله » اوشينسکي« و »چئرنيايئوسکي« و با بهره‌گيري از تجارت گرانبهاي پنج ساله تعليم و تربيت خود در شهر ايروان ، توانست با تاليف و تدريس کتاب » وطن ديلي« در مدرسه‌اي که در تبريز بنيان گذاشته بود . اصول نوين علم آموزش و پرورش را در ۱۲۰ سال پيش با موفقيت به مرحله اجرا در آورد .
سال‌ها پس از اقدام اساسي وي . سازمان يونسکو بارها بر اين اصل تاکيد کرده است که آموزش مدرسه اي کودکان بايد در تمام مراحل و يا لااقل در مراحل ابتدائي آن، به زبان مادري صورت پذيرد.(۲)
ميرزا حسن رشديه (۱۳۲۳ ـ ۱۲۲۸ شمسي) که نخست مي‌خواست براي تحصيل به نجف برود، پس از خواندن
  مقاله‌اي در روزنامه اختر چاپ استانبول ، با همدستاني پدرش روانه استانبول ، مصر و بيروت مي”‌گردد. و در اين شهر بازپسين ، چگونگي آموزگاري نوين را ياد مي‌“گيرد.(۳)
رشديه پس از ورود به تبريز ، نخستين مدرسه در ربيع‌الاول ۱۳۰۵ ه . ق درمحله ششگلان در مسجد مصباح الملک تاسيس مي کند و کودکان را از اسلوب جديد تدريس الفبا ، در مدت ۶۰ ساعت خواندن و نوشتن مي‌آموزد و ولي قبل از آمدن به تبريز وي به مدت پنج سال مدرسه‌اي را در شهر ايروان داير کرده و آن را با اصول نوين تعليم و تربيت اداره مي‌کند و در همان جاست که، هم با تشکيلات مدارس روس‌ها آشنا مي‌شود و هم با نظريات مترقي متخصصان فن تعليم و تربيت . محمدعلي حسيني در اين
  زمينه مي‌نويسد: رشديه که شرايط عمومي قفقاز را براي آغاز کارش مناسب مي ديد .‌درسال ۱۸۸۲ ميلادي مدرسه‌اي را به سبک نوين در شهر ايروان افتتاح مي‌کند ،‌در طول پنج سال ضمن تجربه فن آموزش و پرورش ،‌در اين مدت با نظريات مترقي متخصصان فن تعليم و تربيت . به ويژه با ايده‌هاي »اوشينسکي« درباره اصول جديد تحصيل آشنا مي‌شود.
ادامه دهنده نظريات مترقي» اوشينسکي« در قفقاز، متخصص نامدار آذربايجان در فن تعليم و تربيت آلکسي» اوسيپوينچ چئرنيايئوسکي« بود کتاب درسي معروف او به نام » وطن ديلي« که بر اساس اصول صوتي به رشته تحرير در آمده بود ، دقت رشديه را به خود جلب مي‌کند.
اين کتاب که چئرنيايئوسکي در سال ۱۸۸۰ ميلادي آنرا براي آموزش زبان ترکي آذربايجاني به دست چاپ سپرده بود ،‌نخستين وسيله آموزشي در مشرق زمين بود که با اصول صوتي نگارش يافته بود.
رشديه اين روش جديد تدريس را به خوبي آموخته، بعدها کتاب درسي خود را تحت عنوان »وطن ديلي« در سال ۱۳۱۲ ه . ق / ۱۸۹۴ ميلادي درتبريز به چاپ رساند. اين کتاب درسي، هم از اين نظر که براي اولين بار با اصول صوتي نوشته شده بود و هم از نقطه نظر روش علمي نگاشته شدنش در تاريخ تدريس زبان مادري در آذربايجان، يک نقطه عطف به شمار مي‌رود . پروفسور» آقا محمد عبدالله يف« دراثر ارزشمند خود تحت عنوان» آذربايجان ديلي‌نين تدريسي تاريخي «(۴) درباره اين کتاب درسي رشديه مي‌نويسد:»مولف در کتاب وطن ديلي به موضوعات زبان و اسلوب، توجه ويژه‌اي نموده است . رشديه با در نظر گرفتن سادگي و طبيعي بودن زبان و آ?فريدن مشکلات براي کودکان و اهميت سخن در درک زندگي ، سعي در حفظ شفافيت زبان(ترکي) آذربايجاني کرده بود.
رشديه با توجه به تمام ظرافت‌ها و آهنگدار بودن زبان (ترکي) آذربايجاني در اين کتاب به سلامت اسلوب و اختصار متن بيشتر دقت کرده است . وي در تمام عمرش تلاش کرده بود براي آسان کردن آموزش الفباي بغرنج و سنگين عربي به کودکان آذربايجان ، راهها و روش‌هاي جديدي پيدا مي‌کند . تطبيق کردن اصول صوتي براي آسان کردن تعليم الفباي عربي قدم بزرگي بود که توسط او نه فقط در آذربايجان ،‌ بلکه در سراسر ايران برداشته شده است« .
بنا به نوشته فريدون کوچرلي، در تمام دنياي اسلام، آذربايجان نخستين خطه‌اي است که تدريس با اصول صوتي را آغاز نموده است.« (۵)
کتاب درسي »وطن ديلي« نوشته ميرزا حسن رشديه که در مدرسه به دانش آموزان دوره ابتدائي تدريس مي‌کرد در سال ۱۳۱۲ ه. ق در چاپخانه دارالفنون تبريز چاپ شده است . در صفحه اول آن ، شناسنامه کتاب به زبان ترکي آذربايجاني نوشته شده که ترجمه فارسي آن بدين شرح است:
» کتابخانه‌اي است که مشتمل بر الفباي جديد که خواندن و نوشتن را بر اساس الفباي صوتي، به شاگردان مبتدي قبل از شش سالگي آموزش مي دهد.«
مولف و ناشرش در قطعه ايران ،‌صفحه آذربايجان حس‌بن‌مهدي مدير رشديه شهر تبريز است . در چاپخانه دارالفنون تبريز، مدرسه نظاميه که به نام مظفريه ناميده مي شود ، چاپ و منتشر گرديده است .‌تجديد چاپ آن با اجازه مولف خواهد بود.
در نگارش کتاب» وطن ديلي« که به زبان ترکي آذربايجاني و با روش علمي نگاشته شده است .‌مولف از طرز معيشت مردم آذربايجان الهام گرفته است . مردم ترک زبان با خواندن آن در عرض ۶۰ ساعت با سواد مي‌شدند.
اين کتاب دو بخش دارد ، قسمت اول را الفبا و قسمت دوم را مثال ها تشکيل مي‌دهند. تدريس الفبا بر اساس ادبيات شفاهي مردم آذربايجان
  تدوين گرديده و مولف براي تفهيم مباني کلمات و واژه‌ها براي نوباوگان ، از امثال و حکم  و آتالار سؤزو« استفاده کرده و در نتيجه توانسته است با کمک کلام پندآموز بزرگان . معاني مختلف را به دانش آموزان بياموزد.
اين سخنان حکم آميز ، دانش آموزان را نسبت به خيرخواهي و نوعدوستي تشويق کرده و آنان را از شرارت، دروغگويي و رياکاري منع مي‌کند . مثلا : اؤزگه‌يه قويو قازان اؤزو دوشرـ خائن هئچ زآمان آرتماز ـ درس اوخويان درسدن دوْيماز ـ بوگون ايشيني صاباحا قوْيما و ديگر مثال‌ها .
کتاب وطن ديلي به طرز زيبايي با زبان مادري مؤلف و با شيوه‌اي ساده و سليس نوشته شده است. در اين اثر، جمله‌ها کوتاه و روش‌ و مثال‌ها سهل و منسجم هستند(۶)
مثلا درصفحه ۱۰۴ کتاب در حکايتي تحت عنوان خسته مارال حادثه‌اي را با استادي اين چنين ترسيم مي‌کند :
مارالين بيري خسته اوْلموشدور ، دوْست و آشنالاري اونون کئف و احواليندان خبر آلماق اوچون ياتديغي محلّه ‌يه‌گليرديلر . بونلار گليب گئتديکلردن زامان او يئرده کي اوت و علفي يئييب تلف ائتميشديلر . مارال خسته‌ليکدن خلاص اولدو . اما اطرافيندا يئيه‌جک هئچ بير شئي قالماديغي اوچون آجيندان تلف
  اولموشدور.« (۷)
در اين شرايط بود که يادگيري زبان فارسي هم در کنار زبان مادري نوباوگان آذربايجان آسان‌تر مي‌نمود و به همين علت است که طبق نظر بعضي از محققان خارجي ، وقتي که آموزش زبان دوم مبتني بر يادگيري زبان مادري باشد، نتيجه بهتري خواهد داد و يادگيري زبان دوم براي کودک آسان‌تر خواهد بود از همين روست که در به کار بردن زبان مادري کودک لااقل در آغاز تعليم ، تأکيد شده است.(۸)
چگونگي تدريس در مدرسه‌اي که مرحوم »ناصر دفتر روائي« در سال ۱۳۲۶ ه . ق در شهر خلخال تأسيس کرده مثال روش ديگري بر اين امر بديهي است . وي درخاطرات خود مي‌نويسد:
قضاراحاج ميرزا محمد تقي خوجيني که سابقا در بادکوبه مکتبخانه‌اي با اصول قديمه داشت و اخيرا حاج زين‌العابدين تقي اوف که از متموّلين و معارف خواهان عالم اسلامي قفقاز بود يک نفر معلم از اسلامبول به بادکوبه جلب کرد و جمعي از معلمان قديمي را تحت تعليم و تربيت او گرد‌آورده
  و دارالتعليمي افتتاح کرد و اصول جديد تعليم و تدريس را به آن‌ها ياد داده بود . که از جمله آن‌ها حاج ميرزا محمد تقي بود که مدتي نيز دربادکوبه تدريس داشته و اين اوقات براي ديدار خانواده خود به خلخال آمده بود.
با اين که در خلخال افکار عمومي به کلي از اين گونه تاسيسات بيگانه و اقدام بدان مستلزم انواع مخاطره و فداکاري‌ها بود نگارنده از روي يک احساسات دروني خود را براي مقابله با هر گونه مرارت و مخاطره حاضرکردم . و با استفاده از وجود حاج ميرزا محمد تقي مرحوم بدين اراده افتادم که مدرسه‌اي در قصبه خلخال افتتاح و خدمات وطني خود را از اين راه تعقيب نمايم . . .
  اين مدرسه در جاي خود از حيث ترتيبات و اتحاد شکل لباس شاگردان و انتظامات داخلي از مدارس شهرهاي بزرگ پايي که نداشته و مخصوصا پيشرفت‌هايي در ظرف دو سه ماه براي شاگردان  تهيه مشهود گرديد و به خوبي از عهده ترکيب کلمات و خواندن و نوشتن برآمدند . درنظر همه حيرت‌آور و رفته رفته انظار عمومي را به طرف مدرسه جلب کرد و زبان طاعنان را کوتاه ساخت و اين حال در اثر مهارت تام و تمامي بود که حاج ميرزا تقي مرحوم در تدريس مقدماتي و جلب توجه اطفال داشت.
فقط نقصي که داشت اين بود _که اين فن را به زبان ترکي و از روي اصول عثماني تحصيل کرده بود . از قضا اين حال به مذاق شاگردان ابتدائي اين مدرسه که ترک زبانند مفيد افتاد و بهتر و سهل‌تر مي‌توانستند مطلب را درک نمايند .‌والا با اصول و اصطلاحات فارسي ممکن نيست اطفال خردسال ترک زبان ،‌خواندن و نوشتن را بدين زودي و سرعت زياد ياد بگيرند . (۹)
نگارش و تدريس کتب درسي به زبان ترکي درآذربايجان ، مختص زنده ياد حاج ميرزا حسن رشديه نبود.‌پس از وي نيز اين اقدام خيرخواهانه را ديگري ادامه دادند از جمله کتب درسي پنج جلدي به زبان ترکي آذربايجاني تحت عنوان خمسه ادبيّه نيز از سوي ميرزا
  صادق تبريزي فرزند ملا اسدالله در سال ۱۸۹۳ ميلادي( ۱۲۷۲شمسي) با اصول نوين تعليم و تربيت در تبريز چاپ و منتشر شده است._(۱۰)
زبان ترکي در آن دوران نه تنها در مدارسي که خود آذربايجاني‌ها تاسيس کرده بودند تدريس مي‌شد ، بلکه در آموزشهائي هم که توسط ميسيون‌هاي آمريکائي و ديگران در شهرهاي آذربايجان تاسيس گرديده بود از جمله در مموريان(۱۱) اسکول جزو برنامه‌هاي درسي بود دکتر »جان الدر« دراين زمينه مي‌نويسد:
در اين هنگام در آموزشگاه آمريکايي تبريز فقط زبان ارمني تدريس مي‌شد ومقصود اصلي ميسيون. تربيت عده‌اي از جوانان براي مشاغل آموزگاري و بشارت بود . زبان ترکي‌ نيز از آن جهت که زبان متداول آذربايجان بود در اين آموزشگاه شاگردان تعليم داده مي‌شد. کلاس‌هاي اول و دوم آموزشگاه که به ترتيب در سال‌هاي ۱۸۸۹و ۱۸۹۰ فارغ التحصيل شدند. هر يک از ۷ نفر شاگرد تشکيل مي‌ شد . بار ديگر به کمک سخاوتمندانه خانم تاو يک سالن بزرگ و دو اطاق مطالعه ، مخصوصا به منظور توسعه بخش ترکي مدرسه ساخته شد . چون دايما تقاضا مي‌شد زبان انگليسي
  هم در آموزشگاه تدريس شود . آقاي باسکرويل براي تدريس انگليسي و آقاي وانير براي تعليم زبان فرانسه ، توسط ميسيون استخدام شدند به تدريح والدين مسلمان به برتري آموزشگاه آمريکا پي برده فرزندانش را به آنجا فرستادند . در سال ۱۹۰۹ دويست و شصت و سه کودک در آموزشگاه تحصيل مي‌کرد . که از آن ميان ۱۲۴ نفرشان مسلمان بودند . سال بعد .‌عده شاگردان به ۳۱۳ نفر رسيد که قريب نيمي از آنان را کودکان مسلمان تشکيل مي‌دادند . در سال‌هاي بعد ، برنامه مدرسه را اصلاح و تکميل نموده . تدريس زبان‌هاي فارسي و روسي را هم به آن اضافه کردند(۱۳). اين ميسيون در مراسم افتتاح کليسايي در تبريز، در سخنراني‌ها علاوه بر زبان‌هاي انگليسي و ارمني، از زبان ترکي نيز استفاده کردند . » دکتر جان الدر« مي‌نويسد:
» در حدود سال ۱۸۹۰ يکي از دوستان آقاي » اولد فادرز« نوشت چون دخترش وفات يافته ميل دارد به ياد او هر طور که ميسيون تبريز صلاح بداند ،‌موسسه‌اي بنا کند . ميسيون تبريز پيشنهاد کرد با مبلغي که والدين دختر متوفي مي‌پردازند ، کليسائي در آن شهر ساخته شود. براي ساختن کليسا از تهران کسب اجازه شد و دستور رسيد که هيچ مانعي در امر ساختن ايجاد ننمايند .‌ساختمان کليسا در تابستان ۱۸۹۱ ، بدون برخورد به مانعي ، به اتمام رسيد . حتي در يکي از روزهاي ماه محرم جماعتي وارد محوطه کليسا شدند و رو به کارگران کرده و گفتند : خدواند به شما قوت دهد و کارتان را متبارک گرداند« بناي زيبائي با گنجايش ۲۵۰ نفر ساخته شد . چون مخارج ساختمان از ميزان بخشش‌هاي کاوينگتون تجاوز کرد . مبلغ ۴۵۰ تومان آن را در همان تبريز جمع کردند. در روز گشايش کليسا ، داخل عمارت از جمعيت مملو بود و تا آن روز کليساي تبريز چنين جمعيتي را به چشم نديده بود . مراسم گشايش و تقديس کليسا به سه ز بان ترکي و ارمني و انگليسي انجام يافت (۱۴)
در دوران مشروطيت که تعداد مدارس در تبريز رو به افزايش گذاشته بود، تدريس به ز بان ترکي ادامه داشت و دانش آموزان که در صحنه‌هاي مختلف انقلاب شرکت فعال داشتند‌، تمام خطابه‌ها و اشعار خود را به زبان ترکي نوشته و قرائت مي‌کردند.
در اين ايام ، آگهي‌هاي متعددي براي پذيرش دانش‌آموز ، از سوي مداري تبريز در جرايد آن روزگار از جمله روزنامه » انجمن« به چاپ رسيده است که نشانگر تدريس به زبان ترکي در اين آموزشگاهها مي باشد . از جمله اين اعلان، از سوي مدرسه ادبيّه در شماره نهم نشريه » انجمن «که در تاريخ چهارم سوال ۱۳۲۴ ه، ق منتشر شده ، بدين شرح درج گرديده است:
» مدرسه ادبيّه قبول مي‌کند طفل هفت ساله را که هيچ
  به مکتب نرفته ، در مدت چهار ماه به نوشتن جمع الفاظ مشکله خواه فارسي و خواه ترکي و عربي و عدد نويسي مي باشد دارا نمايد.‌ الان اطفالي که در مدرسه تحصيل مي‌کنند ،‌اولياي اطفال حق دارند آمده امتحان نمايند. محل مدرسه حاجي سيد حسين کهنه‌«.‌
فعاليت‌هاي سياسي دانش آموزان مدارس تبريز هم در صفحات جرايد آن عهد از جمله نشريه
  » انجمن« منعکس است که محصلين چسان در صحنه‌هاي مبارزه حاضر شده و در حمايت از آزادي چه نقش ارزنده‌اي ايفا مي‌کردند . در تمام اين مجاهدت‌ها ، کودکان تبريزي خطابه‌هاي خود را به زبان مادريشان نوشته و همراه با اشعاري به زبان ترکي قرائت مي‌کردند . درشماره ۴۴ روزنامه » انجمن « که در غره محرم ۱۳۲۵ ه .‌ق منتشر شده در اين زمينه آمده است:
روز پنجشنبه ۲۳ ذيحجه (۱۳۲۴ برحسب موعد حضرات حجج الاسلام
  و اعضاي محترم انجمن مبارک در تلگرافخانه حاضر شدند که با حضرات حجج الاسلام تهران و اعضاي دارالشوراي کبراي ملي مخابره حضوري نموده. صحّت و سقم اخبارات و مکتوبات منتشره و وارده را بدانند. اهالي نيز بازار و دکان را بسته و منتظر جواب سوالات و اجراي مطالب و عرايض بوده، در مساجد و تلگرافخانه جمع گشتند . تمامي اطفال و شاگردان کارخانجات فرشبافي که تعطيل کرده بودند ،‌به قدر هزار نفر در صحن تلگرافخانه جمع شده  به آواز حزين با شعارهاي ترکي مترنم بودند و مي‌گفتند » بير قاشيق قانيميز وار امنا و وکلاي ميلته نصار گتيرميشيک « حضار را رقّت دست داده ،‌مي‌“گريستند و مي‌“گفتند ما سلطنت مشروطه مي‌خواهيم. . .
متعلمين مدرسه سعادت و ادبيّه و نوبر دبستان تماما با معلمين خود دسته به دسته در صحن تلگرافخانه جمع شده ، اشعار ذيل را مي‌خواندند:
آماليميز افکاريميز اقبال وطن‌دير
سر حدّ بيزه قلعه بيزيم خاک وطن‌دير
دعوا گونو يکسر گؤرونن قانلي کفن‌دير
ايرانليلاريق جان وئروبن نام آلاريق بير.
دعواده شهادتله هامي کام آلاريق ‌بير
قانيله قيليجدير گؤرونن بيرَقيميزده
جان قوْرخوسو يوخدور ديلميزده جانيميزدا
هر گوشه‌ده بير شير ياتيب توپراقيميزدا
ايرانليلاريق جان وئرن نام آلاريق‌بيز
دعواده شهادتله‌ هامي کام آلاريق بيز
ايرانلي آدي هر اوره‌گه‌ لرزه سالاندير
اجداديميزين هيبتي معروف جهاندير
و خطابه مفصلي که مضمون آن مبتني بر سلطنت مشروطه و رفع و دفع ظالمين و مستبدّين و ترغيب و تحريص ملت براخذ حقوق خود بود ، قرائت کرده و مي‌گفتند» بير بير قاشيق قانيميزي اليميزه آليب ميلته نثار ائيله‌مگه گلميشيک
متعلمين مدرسه رشديه و رشد قدس با ازدحام و جمعيت به تلگرافخانه آمدند . چون در صحن ،‌جا و مکان تنگ بود لهذا متعلمين دو مدرسه که قريب دويست نفر بودند بر بام اطاق‌هاي تلگرافخانه بالا رفته از آنجا اشعار ترکي و فارسي را با آهنگ غريب و حزين مي‌خواندند و مردم را به اخذ حقوق خود تشويق مي‌کردند . حقيقتاً عالم غريبي داشت. . .
بعد متعلمين مدرسه پرورش (و مدرسه اول رشديه) با بيرق‌هاي سرخ که منقوش بود به (ياشاسين مشروطه) ، (ياشاسين انجمن)‌، (ياشاسين حريت) در دست شاگردان به تلگرافخانه آمده جهت ضيق مکان به پشت بام‌ها رفته با صف و نظام ايستاده ، بيرق‌ها را به پشت‌بام نصب نموده اشعار ذيل را خواندند:
چوخ ياشا اي انجمن اي افسر فوق وطن
دولت مشروطه ايله اولسون در امن
يا صاحب الزمان ظهورت شتاب کن
اسلام شد ز پاي تو پا در رکاب کن
و با ترکي مي‌گفتند خدايا خداوندا:
سود اَمَر اوشاقلار اوياندي
قيرميزي علملر گؤيه اوجالدي
بوتون قان رنگينه بوياندي
صور اسرافيل چاليندي
فريادلر گؤيه اوجالدي
تمام نظم‌لر پوزولدي
ميلت قوربانلارينين صفي دوزلدي
اي ژاپونلره رحم ائليين الله
اي ميکادوي ژاپوني آييلدان الله
تلگراف سيملري يورولدي
ملت‌ قاني هيجانه گلدي
اي مظلوملاري ظولمدن قورتاران الله
ملت سينه‌سين دويونمکدن
توک تلگراف باران
جوان شاهيميزين قلبينه ائت
استبداد سئونلري پايمال ائت
ظولم قوشونوني داغيت
بيز ملت بيچاره ترحم ائت«
اين دانش آموزان در مناسبت‌هاي مختلف با شور و شوق زايدالوصفي به انجمن ايالتي‌ آذربايجان آمده و خطابه‌هاي خود را که به زبان ترکي مي‌نوشتند براي حضار قرائت مي‌کردند.
در شماره‌‌هاي مختلف روزنامه‌» انجمن « از اين خطابه‌ها فراوان ديده مي‌شود. به عنوان مثال » خطابه‌ تلامذه مدرسه سعادت و نوبر« را که به مناسبت جشن اولين سالگرد صدور فرمان مشروطيت به رشته تحرير درآمده ،‌از شماره ۱۱۶ نشريه » انجمن « که در تاريخ ۲۵ جمادي الثاني ۱۳۲۵ ه . ق منتشر شده مرور مي‌کنيم:
»بو روز فيروز کي حقيقتاً ثاني نوروز ، بلکه ملي بايراملارين و نوبر شاگردلري تبريکات صميمانه‌لري يگانه حاميلريميز انجمن مقدس ملي حضور‌لارينا و حضرت اجل آقاي حکمران قوللوغونا خصوصا و افراد مجاهدين هموطنلريميزه عموما تقديم و حسّيات مليّه‌ميزي ذيلا عرض ائلمگه‌ جسارت ائيليروخ.
دونياده هر بايرامين بير سببي واردير کي افراد ملت او بايرام گونون احتراميني و عظمتيني او سببه رعايت ائيلرلر و بو بايراملار هر ييريسي ميلتين بير قدرت و اختيار و شرف و اعتبار قازانديغي گوندور.
بيزيم بو بايراميميزين شرف و اعتباريني تخمين ائيلياخ بيزيمکيلر نه باشارا بيلر، آنجاق دئيه‌بيللم کي بوگون بي‌ادب ستمگر و دلبخواه حاکم‌لرين ظلموندن گئجه گوندوز آخان گؤز ياشلاري قورودي و آجي آجي نوحه‌لر واينن‌لر شيرين شيرين اميدلره و تبسملره عوض اولدي، حدي حسابي اولچوسي اولمايان قولي چوماخلوخلاره سدّ چکيلدي و اللي آتميش ، بلکه نئچه يوز ايلليک مظلوملارين تظلم سسي بوگوندن اعتبارا ائشيديلماغا باشلادي . دين و دوولت يولوندا باش وئرن سربازلارين شرف و اعتباري کئچن ايل بو گونکي گون واسيطه‌سيله معين اولدي . بير ايل مقدم هر جور حقارت و بي‌‌اعتناليخلارا تقليد و پيرو اولورلار.
نئچه مين نفر بلکه خانوار زراعتچيلريميز کي ايندييه کيمي بير خداناشناس ويجدانسيز مباشرين و معده بخارينا و بير بوش سوزلرينه آيه مُنّزل کيمي اطلاعات ائيلردي و هر گونه حقوق بشريتدن محروم ائدرديلر اما ايندي طهران انجمن ملي سينده عالم و سوزي نافذ وکيللري وار بوندان اقدم بير نفر بدخواه و دشمن معارف مدرسه‌لريله ميخانه‌لري بير گؤزده گوررديلر بير حکم ايله مسدود ائدرديلر اولاد و مربيلريني سورغو سؤالسيز محکوم ائليب بيگانه مملکتلره نفي تبعيد ائيلر اما الحمدا.‌. . ايندي کمال شوق و اشتها ايله معلم‌لري آختاريرلار و نوباگان وطني تربيت و تعليم اوچون مجلس و انجمن‌لر منعقد اولور و مدرسه‌لر تاسيس ائديرلر. پس بيزيم بورجوموزديرکي بو مشروطه مقدسين يولونداکي طهران شهداسي و قراجه‌داغ و ماکو مظلوملاريني خير دعا ايله ذکر ائيلياخ و حال حاضرده جان و ماليله چاليشان وکيللريميزي دعا ائيليخاخ«.
اين روال ادامه داشت تا اين که بر سلسله منحوس پهلوي با تعطيل کردن مدارس ترکي در آذربايجان ، ضربه سنگيني بر روند پيشرفت و توسعه فرهنگي اين خطه حماسه آفرين وارد آورد .
»پروانه آبراهاميان« در اين زمينه مي‌نويسد:
» در اين بين اقدام رضا شاه براي يکسان سازي ملي رنجش‌هاي بيشتري بين اقليت‌هاي ديني و زباني ايجاد کرده .‌. . اما روبه تعطيل مدارس و چاپخانه هاي اقليت‌ها به ويژه به آذري‌ها سخت ضربه زد آذري‌ها شهري‌تر از کردها ، عرب‌ها ،‌بلوچ‌ها و ترکمن‌ها بودند . روشنفکران بومي داشتند .‌در نتيجه وقتي مدارس ،‌روزنامه‌ها و چاپخانه‌هاي فارسي در آذربايجان جايگزين مدارس ، روزنامه‌ها و چاپخانه‌هاي ترکي شدند . رنجش فرهنگي فزوني گرفت، نوسازي (مدرنيزاسيون) نوع جديدي از گروه گرائي را برانگيخته بود. نوعي نه مبتني بر روستاها ، قبايل و محلات شهري منطقه ،‌بلکه بر اقليت‌هاي زباني و فرهنگي خرده دولت(۱۵).
اين ضربه رضاخان ميرپنج چنان طاقت‌فرسا بود که با گذشت هشتاد سال از آن روزهاي تير و تار، هنوز هم که هنوز است نوباوگان آذربايجان نمي‌توانند در کنار زبان فارسي ، زبان مادري خود را در مدارس بياموزند ، هر چند که طبق اصل ۱۵ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اين حق ابتدائي به صراحت به ايرانيان غير فارس داده شده است.
زيرنويس:
۱و ۲ ـ سولماز مدرس ـ» سواد آموز« يا » نوآموز« ـ اختر ۱۳۸۱/۹/۱۲ ـ ص ۶
۳ ـ براي اطلاع از شرح احوال رشديّه مراجعه کنيد به کتاب » تبريزشهر اولين‌ها « بهمين قلم
۴ـ آقا محمد عبدالله يف ـ آذربايجان ديلي‌نين تدريس تاريخي ـ باکي ـ معارف ـ ۱۹۶۶
  ـ‌ص ۱۰۳ و ۲۳۸
۵ ـ‌ محمدعلي حسيني ـ رشديه
  و وطن‌ ديلي ـ مهد آزادي ـ تورکجه‌ ادبيات صحيفه‌سي ـ ۷۹/۱۰/۴
۶ ـ حسن مجيدزاده (ساوالان ) ـ حاج ميرزا حسن رشديه‌ـ مجله وارليق ـ شماره ۲ ـ خرداد ۱۳۵۸ ـ ص ۴۷
۷ ـ مهد آزادي ـ تورکجه ادبيات صحيفه‌سي ـ
  ۱۳۸۷/۸/۲۶ـ ص ۴
۸ ـ‌ سولماز مدرس ـ پيشين
۹ ـ خاطرات و اسناد ناصر دفتر رواني ـ تهران ـ ۱۳۶۳ ـ به کوشش ايرج افشار ـ ص ۲۱
۱۰ ـ محمد لوي عباسي ـ مجله شفق ـ شماره مرداد ۱۳۲۵ ـ ص ۴۱
۱۱ و ۱۲ ـ براي اطلاع بيشتر درباره مموريان اسکول و باسکرويل مراجعه کنيد به جلد دوم مشاهير آذربايجان به همين قلم
۱۳ ـ تاريخ ميسيون آمريکائي در ايران ـ مترجم سهيل آذري ـ انتشارات نورجهان ـ تهران ۱۳۳۳ ـ‌ص ۵۹
۱۴ ـ تاريخ ميسيون آمريکائي در ايران ـ مترجم سهيل آذري ـ انتشارات نورجهان ـ تهران ۱۳۳۳ ـ‌ص ۵۹
۱۵ ـ‌ ايران بين دو انقلاب ـ ترجمه کاظم فيروزمند و . . . ـ ص

ارسال دیدگاه